أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

66

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

چهار روستاست كه دوازده روستا داخل قباله است : همدان ، [ و ] فراوار ، و قوهياد باد ، و انار مرج ، و سفسان ، و شراه بالا ، و شراه ميانه ، و اسفيدجان ، [ و ] اجم بالا ، و فراهان ، و روده ، و ساوه . نسا و سلقان رود و خرقان نيز از آنها بود كه سپس به خورهء قزوين نقل داده شد . همدان هفتصد و شصت و پنج دهكده است ، كه كاردارى آن از دروازهء كرج « 1 » است تا سيسر « 2 » و عرض آن از گردنهء اسد آباد است تا ساوه . مؤلف گويد : سيسر را بدين نام ، ناميده‌اند زيرا در دشت گودى جاى دارد ، در ميان سى تپه كه از درون آن ، سى سر آن تپه‌ها ديده بشود . نام ديگر سيسر ، صدخانيه است يعنى صد چشمه * 115 چون منابع و چشمه‌هاى آن فزون است . سيسر و اطراف آن ، هميشه چراگاه مواشى كردان و ديگر كسان بود . مهدى ، امير المؤمنين ، يكى از موالى خود را به نام سليمان بن قيراط ، كه صاحب صحراى قيراط بود در مدينهء السلام ( بغداد ) بدانجاى فرستاد . شريكى بود او را سلام طيفورى نام ، او نيز با سليمان بود . و اين طيفور پدر سلام ، مولاى منصور بود . چون راهزنان و فتنه‌گران فزون شدند به دوران خلافت مهدى ، در شهرهاى كوهستان پراكنده گشتند ، اين ناحيه را پناهگاه كردند ، راهزنى مىكردند و به تپه‌هاى سيسر پناهنده مىشدند و كس نمىتوانست گرفتارشان كند . چه آن جاى در مرز همدان و دينور و آذربايجان جاى گرفته بود . سليمان و شريكش واقعه را به مهدى نامه كردند . او سپاهى گران به سوى آنان گسيل داشت و نوشت كه شهرى بسازند و با گوسپندان و چوپانان خود در آن جاى گيرند ، و چهار پايان و اغنام را براى حفاظت از راهزنان در آنجا به دژ آرند . آنان شهر سيسر را بساختند و آن را بارو بر آوردند و مردم را در آن جاى بدادند .

--> ( 1 ) - مقصود كرج ابو دلف است در خاور نهاوند . رك : لسترنج ص 213 ( 2 ) - در جاى سحنهء جديد در شصت ميلى شمال خرابه‌هاى دينور . رك : لسترنج ص 205