أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

52

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

از تيسفون ( مداين ) تا آزرميدخت اسد آباد ، پيوسته بنا كردند ، ليكن از گردنهء اسد آباد پيش نيامدند . و خود خسرو پرويز خواست به همدان شود ، چون به جايى رسيد كه آن را دوزخ در مىگفتند ، يعنى : در جهنم ، يا غار جهنم « 1 » ، گفت : باز گرديد ، ما نيازى نداريم پاى به شهرى گذاريم كه در آن نامى از دوزخ باشد . نيز شاعر خودتان وهب [ بن شاذان ] « 2 » همدانى گويد : آيا هنگام كوچيدن از همدان نرسيده است ، اين شهر خشكزار يخ زده ؟ زيرا كه در اين شهرها و مردمانش ، از خصلتهاى خوب ، يكى نيز نيست . جوانان همدان ، از دست اين ابرهاى پهناور راكد ، پيش از وقت به پيروى رسند . من از همدانيان پرسيدم : پايان زمستان و آغاز سال نو ، كى است ؟ گفتند : تا آخرين جمرهء ( حب ) ، زيرا اين همه جمرهء ( تگرگ ، برف ) فسرده ، بر سر ما فرو ريخته است . نيز وهب گويد : روزى است از جنس زمهرير و بس سرد ، كه از سرما گفتارها نيز گريبان خود بسته‌اند . 227 گويى فضاى روز پر از سوزن است و روى زمين همه شيشه . و خورشيد آن ، چونان بانويى پرده‌نشين به هنگام وقوع حادثه‌اى و تقديرى ، جامه سوك « 3 » پوشيده است .

--> ( 1 ) - عبارت متن ( ص 229 ) : « . . . موضعا يقال له دوزخ در و معناه بالعربية باب جهنم او كهف جهنم » با معناى دوم چنان مناسب است كه « دوزخ در » مخفف « دوزخ دره » باشد يا مصحف آن . در نسخهء عكسى ( ورق 120 ، الف ) دوزخ دره است . و گويد : معناى آن ، غار جهنم ( مغاك دوزخ ) است . ( 2 ) - نسخهء عكسى ( ورق 120 ، الف ) . ( 3 ) - كنايه از ابر سياه است .