أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

50

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

مىنشستند و به ذكر علوم و اخبار مىپرداختند . ابن ابى سرح ، عراق را نكوهش مىكرد . عبد القاهر كوهستان ( جبل ) را مىنكوهيد و عراق را مىستود . تا آنكه روزى زمستانى و بسيار سرد و سوزناك ، در همان انجمن ، روى به روى شدند . چون واسطى از در در آمد و سلام كرد ، گفت : نفرين خدا بر جبل و ساكنانش باد ، و بيشتر و به ويژه بر همدان ، كه چه بس هوايش تيره است و سرمايش سخت ، و هزينه‌اش بسيار است و خير و بركتش اندك . خداوند زمهرير را ، كه عذاب دوزخيان قرار داده است ، بر همدان مسلط كرده است ، سواى نيازمنديى كه به هزينه‌هاى سنگين هست ، براى رويجامه‌هاى فراوان و هيزم ستبر بسيار و جز آن . اين است كه چهره‌هاى شما ، اى همدانيان ، ترك خورده است . و آب بينيتان سرازير است و دست و پايتان كبود است و جامه‌هاتان آلوده است و بويهاتان بد است و پوشاكتان پاره پاره . فقر در به چنگ آوردن شما ، از هر جاى ديگر ، نيرومندتر است و پردهء شما دريده‌تر . زيرا كه زمستان ديوارها را ويران كند و پردگيان را نشان دهد . راهها را خراب كند و دژها را از هم فرو ريزد . خانه‌ها را به ويرانى كشاند و زمين را گل آلود و پليد كند ، تا آنجا كه چهارپايان بر روى هم ريزند و جامه‌ها آلوده شود ، و دست و پاى شتر و الاغ بشكند . در زمستان نمازها در جامه‌هاى پاكيزه گزارده نشود . چاهها كور شود . از بامها آب بچكد . بادهاى سخت بتوفد . زلزله و خسوف و تندر و برق و دمه و برف باشد . مد آبها فزون شود و سيلها راه افتد . و مردم در زمستان در سرزمين كوهستان ، خود « 1 » همى مراقب عذابند و در بيم و ترس از خشم و عقاب . و اين خود مردم‌اند كه زمستان را دشمن مهيا و سگ هار نامند . به همين خاطر بود كه عمر بن خطاب به يكى از كاردارانش نوشت : همانا زمستان بر شما سايه افكن شده است . او خود دشمن مهيا است . براى بر خورد با

--> ( 1 ) - عبارت متن : « و الناس فيه فى جبل انفسهم يتوقعون . . . » ص 228 در نسخهء عكسى ( ورق 119 ب ) : « فالناس فى جبلكم هذا » و ظ : صحيح اين است .