أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

47

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

من گويم : بهتر از نيل مصر ، چشمه‌سارانى است ، كه بر سر ريگهاى نرم روان است . همان چشمه‌ساران كه شكوفه‌زاران ، گرداگرد آنها را گرفته‌اند و نسيم‌هايى كه از روى گلها خيزند ، و پرندگان كه چهچه زنند ، بر زيبايى آنها افزوده‌اند . در آنجا خيريهاى صحرايى را بنگرى كه هر بامداد براى بابونه‌ها متل خوانند ، چنانچون متل خواندن فرزندى در دامان پدر . و از سروده‌هاى وهب همدانى است : بهار بر قامت اروند ما بس خلعتهاى سبز پوشيده است و جامهء سپيد را از تن او كنده است . اروند را جامه‌يى بس نگارين پوشانيده است ، همان جامه كه بوستانهاى خرم و صافى رنگ و رخشا ، آن را آراسته‌اند . پوششى كه آن را دست بارانهاى نرمبار بهارى چنان با نگارهاى بديع بافته است كه بر هر بديع‌نگارى برترى يافته است . در آن بافتهء نگارين ، آن اندازه ريزه‌كاريهاى زيبا به كار رفته است كه كسى گوهر آنها را نشناسد مگر آن كس كه خود آنها را پرداخته است . رنگهاى زرد و سبز و سرخى است كه در هنگام جلوه‌گرى هيچيك همانند آن ديگرى نيست . و آب كوهستان اروند را بانگى است كه بازتاب نغمه‌اش در دل گلزارها ، به چهچه مىزده‌يى مىماند سخت مست كه بخواند . بوستانهايش را ميان بابونه‌زاران بنگرى كه چون شبهاى مهتاب بدرخشند و هر دوان بر اندام گلستانها فروغ پاشند . 226 هنگامى كه ابر سپيد بر سر آنها گريد ، لاله‌ها كه چون جامه‌هاى رنگارنگ سر از دل خاك بر آورده‌اند ، بخندند . اگر تو آن هنگام كه اشعهء خورشيد بامدادى بر پيكر اروند بتابد ، بنگريش ، منظره‌يى بينى كه كس نديده است و نشنيده .