أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
37
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
آب را بگشود و آن را به شهر فرستاد . بيشتر شهر غرق شد . صقلاب به درون همدان شد . و از مردم آنجا ، كشتارى بزرگ كرد . و در آنجا بماند . ليكن و با به جان او و سپاهيانش افتاد و جز گروهى اندك ، همهء آن كسان كه با او بودند جان سپردند . مردگان را در گورهايى سفالين و حوض گونه به خاك كردند كه تا هم اكنون در كويها و برزنهاى همدان ، نشانهء آن گورها هست . همدان همين سان ويران بود . تا زمان جنگ دارا بن دارا با اسكندر ، كه چون دارا آمادهء جنگ با اسكندر شد ، با يارانش راى زد . آنان چنين راى دادند كه دارايى و گنجينههايش را در كوههايى ، كه در پشت زمين ماهين « 1 » افتاده است و چون سدى طبيعى است ، پنهان كند . گفتند آنجا نشان ساختمانهاى شهرى بزرگ است كه ويران شده است و مردمانش نابود شدهاند . آن شهر را همدان گويند . راى در كار ملك اين است كه گروهى بدان جاى فرستد و به ساختن شهر فرمان دهد . و در ميان آن ، براى پردگيان و خاندان و گنجينههاى خود ، دژى سازد . و بر گرداگرد آن دژ ، براى خاندان سرهنگان و درباريان و مرزبانان خويش ، خانههايى بنا كند . و دوازده هزار تن بر آن شهر بگمارد تا آن را پاس دارند . و اگر كس به سوى آنجا آمد با او بستيزند . بدين گونه ، دارا به ساختن همدان فرمان داد و در ميان ، كوشكى بزرگ و مشرف كه سه نما داشت بساخت و آن را ساروق « 2 » نام كرد و كاركنان را در ساختن آن به شتاب واداشت . بدينسان در اين قصر ، سيصد نهانگاه براى گنجينهها و دارايى دارا ساختند . و آن را هشت در آهنين بر پاى داشتند ، همه دو اشكوبى ( دو لختى ) و هر اشكوب به بلندى دوازده گز . آنگاه دارا ، همهء دارايى و گنجينهها و خاندانش را به همدان بياورد . و پردگيان ويژه را در همان كوشكى كه ساروقش نام كرده بود جاى بداد . و خواستهها و
--> ( 1 ) - ظ ، تثنيهء ماه ( به پيروى از صرف عربى ) ، و مراد ماه الكوفه و ماه البصره است . ( 2 ) - ن ل : شاروق . و هر دو ضبط ، معرب « سارو » است - مقدمهء مجمل التواريخ .