أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
29
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
استوار و محكم رده بستهاند . يا [ دو سوى ايوان را پندارى كه ] دو لشكرگاه است آمادهء كارزار ، حالى كه در پيشاپيش هر رده از سواران ، جنگاورى ايستاده است . 219 دو لشكرى كه اگر در آنان ، كشاكش در گيرد ، از دو گروهشان دو مرد بر جاى نخواهد ماند . اگر از تاخت و تاز آنان نوميد نبودم ، گمان مىبردم كه به زودى از هر سوى دست به كشتار زنند . ابو المنذر * 66 گويد : طلسمهاى ايرانشهر آشكار است ، و در چهل گزى هر طلسمى نشانهيى است به صورت صخرهيى يا تندرستى . قباد ، آنگاه بليناس را به ناحيهء جبل فرستاد . چون بليناس به طرارستان رسيد ، برابر پل ، طلسمى براى حفظ از غرق شدن بساخت و مردم از آن بياسودند . طلسم ديگرى ، در پشت پل بساخت ، تا همهء آبى كه بر فراز پل بود ، فرو بنشست . طلسم ديگرى ، در سوى چپ آن بساخت تا ديگر درختى بر آن نروييد . و در بندنيجين « 1 » ، طلسمى براى غرق بساخت و مردم از آن بياسودند . طلسمى ديگر براى مناره * 67 بكرد تا آن بر پاى شد ، كه اگر آن طلسم نبود كس آشاميدن آب از آن جاى نمىيارست . طلسم ديگرى بر روى آن ، بر سر يك فرسنگ ، براى معدن نفت * 68 بساخت ، تا آن نفت فرو بنشست . اگر آن طلسم نبود ، آن آب كه داشتند همى تباه بود . در سوى چپ بندنيجين ، براى زنبور و گرگ ، كه در آنجاى از هر جاى ديگر فراوانتر بود ، طلسمى بساخت و مردم از آنها ايمنى بيافتند . در ماسبذان ، در دهكدهيى به نام ترمان ، چشمهء آب گرمى بساخت كه پنداشتى آن را با آتش گرم دارند . اين چشمه در زمستان هست و در تابستان نيست . و چشمهء آب گرم ترمان * 69 رگهيى است از چشمهء آب گرم ماه كوفه . از شگفتيهاى كرمانشاهان اين بود كه در شبهاى تابستان باد در آن
--> ( 1 ) - بندنيجان ، بندنيگان .