أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

257

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

را Tho - Pa - sse - tan يا Tho - pa - sa - tan خوانده‌اند . تپورستان ، مركب است از : تپور ( نام قوم ) + ستان ، و لغة يعنى كشور تپورها . تپورها مانند « كسپ » ها و « مرد » ها از اقوام ما قبل آريايى هستند . اين قوم در طى قرون از طرف ايرانيان مهاجم به سوى نواحى كوهستانى درياى خزر رانده شده‌اند . و بعدها فرهنگ و آيين ايرانى را پذيرفتند . رك : برهان - حاشيه ، ذيل طبر و مآخذ آن . مازندران - با فتح سوم و پنجم ، مخف آن ، مازندر است . در اوستا mazainya دارمستتر در كلمهء مازندران ( و مازندر ) جزو دوم « در » ( - تر ) را علامت تفضيل مىپندارد ( Mazana - tara ) قس : شوش و شوشتر « دارمستتر زند اوستا II ، 373 ح 32 » . اما فرضيهء نولدكه ، بيشتر محتمل است كه گويد Mazan - dar ( در و دروازهء مازن Mazan ) موضع مخصوصى كه از ديگر بخش‌هاى ناحيه‌اى كه موسوم به Tapuristan ( طبرستان ) بود ، مشخص و ممتاز بوده است . رك : برهان - حاشيه ، ذيل مازندر . نيز نظر نولدكه ، با وجه ، تسميه‌اى كه در كتب و مآخذ جغرافيايى در مورد باب - الابواب آمده است ، از جهاتى نزديك است . نزهه ( 191 به بعد ) در وصف كوه البرز گويد : و چون به ميان حمص و دمشق رسد لبنان خوانند ، و چون به وسط مكه و مدينه رسد ، عرج ( با فتح عين و سكون راء ) گويند و طوف ( ظ : طرف ) شرقيش كه با جبال اران و آذربايجان پيوسته قفق خوانند . و چون به حدود عراق « 1 » و گيلان رسد طرقل در كوه خوانند ، و چون به وسط قومس و مازندران رسد موز خوانند ، و مازندران در اصل موز اندرون بوده » لسترنج مىگويد : كلمهء طبر در زبان بومى به معنى كوه و بنا بر اين طبرستان به معنى ناحيهء كوهستانى است . ظاهرا از قرن هفتم ، تقريبا مصادف با زمان فتنهء مغول ، اسم طبرستان از استعمال افتاد و كلمهء مازندران جاى آن را گرفت . بسيارى از اوقات اسم مازندران عموميتى پيدا كرده بر ايالت مجاور ، يعنى گرگان نيز اطلاق شده است . سرزمينها 393 - 394 ( 203 ) 147 / 9 : شهر ( مركزى ) - اين تعبير را ما در جاى قصبهء حدود و اصطخرى ( ترجمه ) ، و دار الملك مستوفى و كرسى سرزمينها گذاشتيم . ابن فقيه « مدينه » را به دو معنى به كار برده است . الف : كرسى و دار الملك . ب : مطلق شهر و شهرستان . مثلا گويد : و مدينة طبرستان آمل ( ص 302 ) سپس گويد : و هى اكبر مدنها . كه معلوم است در

--> ( 1 ) - عراق عجم ، در اصطلاح نزهه .