أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
252
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
همان طريخ است كه ماهى خردى بوده است و نمك مىزدهاند . اما مقصود از كلمهء « مستراث » در متن به خوبى روشن نيست . آيا كلمه تصحيف است ؟ آيا صحيح است و استعمال خاصى است ؟ چون در كتب حيوان شناسى قديم نيز اثرى از اين كلمه نيست . آيا همان اسم مفعول است از استرثته ( اى استبطأته ) و به معناى كند حركت است « 1 » و نوعى ماهى است ، يا چنان كه ظاهرا از سخن دخويه دستگير مىشود ، دير شكار است ؟ متأسفانه در نسخهء عكسى نيز اين قسمت نيست تا بتوان از آن روشنيى گرفت . ( 193 ) 139 / 10 : استور - در الحيوان جاحظ ( ج 3 ص 259 ) اسبور ضبط شده است . دخويه نيز چند نسخه بدل داده است . و در عجائب المخلوقات ( ص 116 ) از آن بحث شده است . عبد السلام محمد هارون ، در تعليقات الحيوان جاحظ ( ص 259 ) مىگويد : من ضبط درست آن را نيافتم ، زيرا از الفاظى نيست كه در فرهنگهاى مشهور آمده باشد . البته نوع آن را تعيين مىكند . ( 194 ) 139 / 10 : جراف - حيوة الحيوان مىگويد : الجواف با ضم [ جيم ] و تخفيف [ واو ] نوعى ماهى است . بدان جوفى نيز گويند . قاموس گويد : جواف بر وزن غراب . رك : الحيوان جاحظ ، ج 3 ، ص 259 . پايصفحه . در متن جاحظ نيز جواف ( با واو ) ضبط شده است . در عجايب گويد چون اسبور است . در مخصص ، جزء 10 ص 20 ، جوفى است . جواليقى گويد : « جوفى و جوفياء ، نوعى ماهى است و فكر مىكنم اين دو كلمه ، معرباند » . ( 195 ) 139 / 10 : برستوج - در قاموس گويد : معرب برشتوك است - بر وزن سقنقور - و نوعى ماهى دريايى است . محمد عبد السلام هارون مىگويد : معرب پرستوك فارسى است و شايد بدان جهت اين ماهى را نيز پرستوك گفتهاند كه مانند پرستو كه از پرندگان مهاجر است ، آن نيز مهاجر است . آنگاه از صاحب عجايب المخلوقات نقل مىكند كه او گفته است ، حال اين ماهى مانند حالى پرستوها و ديگر پرندگان است و پيوسته از جايى به جايى مىرود . رك : عجايب ص 114 ، و الحيوان ج 3 ص 259 - 260 ، و ج 4 ، ص 101 ( قواطع السمك ) ، و ج 6 ، ص 441 . عرب پرستو را خطاف ( با فتح خاء و تشديد طاء ) گويد . و خطاف را نيز بر نوعى ماهى اطلاق كردهاند . ابو حامد اندلسى گويد : خطاف ماهيى است در درياى سبته كه دو بال سياه بر پشت دارد . از آب بيرون مىآيد و در هوا مىپرد سپس به دريا باز
--> ( 1 ) - و چنان كه در تاج العروس است ، استفعال از ريث است ، و استعمالى است نظير « و ما فلان بمستراث النصرة »