أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

230

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

برابر مسير ( بر وزن مكرر ) كه از سير الثوب است و به معناى راه راه بافتن يا ساختن جامه است . و سيراء ( با كسر سين و فتح ياء ) بردهاى راه راه را گويند ، يا بردهايى كه از ابريشم و زر بافته شده باشد . در دزى و برخى مآخذ ديگر ، بحثى در اين دو كلمه به نظر نرسيد . ( 137 ) 84 / 12 : وشى - نوعى پارچهء گرانبها . نوعى پارچه كه در بافت آن طلا به كار رفته و بسيار زيباست . فرهنگ البسه ، ص 128 ، پايصفحه ، نيز ص 409 . ( 138 ) 84 / 13 : خرماى قسب - با فتح اول و سكون دوم ، نوعى از خرماى خشك باشد ، كه اهل نجد آن را « بر شوم » خوانند . قسب با فتح خرماى خشك باشد كه در دهان ريزه گردد . برهان و منتهى الارب . آقاى دكتر معين در ذيل اين واژه ، ابن مطلب را آورده‌اند : در گلستان مصحح آقاى قريب ( ص 5 ) آمده : ذكر جميل سعدى كه در افواه عوام افتادست وصيت سخنش كه در بسيط زمين رفته و قسب الجيب حديثش كه همچون شكر مىخورند و رقعهء منشآتش كه چون كاغذ زر مىبرند در نسخ ديگر « قصب الجيب » آمده و به حدس علامهء دهخدا اصل آن « قصب انجير » است كه ناسخان تصحيف كرده‌اند . رك : لغت نامه « ذكر » . و سپس در متن ( ص 252 ) هيرون و مشان و قسب العنبر ( يا القسب العنبرى ، نسخهء عكسى ، ورق 132 ب ) و نرسيان ذكر شده است . اينها همه نام انواع خرماست . رك : المخصص ، جزء 11 ص 133 و 134 ( 139 ) 84 / 20 : دارش و لكاء - دارش چرم سياه است . رك : مقدمة الادب . در لسان گويد ، الدارش جلد اسود . دخويه گويد : صورت قديمى دارش ، دارشن است . لكا ، چرم سرخ است . منوچهرى گويد : كبك چون طالب علم است و درين نيست شكى * مسأله خواند تا بگذرد از شب سيكى بسته زير گلو از غاليه تحت الحنكى * پيرهن دارد زين طالب علمانه يكى ساخته پايكها را ز لكا موز گكى * وزد و تيريز « 1 » سترده قلم و كرده سياه ديوان ، ص 153 ( 140 ) 85 / 7 : دراتك - به گفتهء دخويه ( متن البلدان ص xxv ) نوعى فرش است . جواليقى گويد : جمع در نوك است . رك : المعرب ، ص 68 ( 141 ) 85 / 8 : دورنك - به گفتهء دخويه ( ص xxv ) نوعى فرش است نيز . ( 142 ) 86 / 2 : همه نخل‌هايى پر حاصل و معروف - عبارت متن در اينجا ( ص 253 ) كه مؤلف

--> ( 1 ) - تيريز : تريج جامه : بال و پر مرغ ، رك : ديوان منوچهرى ، لغات .