أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

221

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

الممطر و الممطر و الممطرة » : ثوب يتوقى به من المطر . فرهنگ البسه ، 383 در نسخهء عكسى اين كلمه نيامده است . ( 111 ) 59 / 21 : گرز - عبارت متن ( ص 235 ) المطارق است . دخويه احتمال مىدهد كه اين كلمه نيز تصحيف طارق باشد و طارق معرب تاره . و تاره البته به معناى طارم آمده است . ليكن هيچ بعيد نيست كه ظاهر كلمه صحيح باشد و آن جمع مطرقه باشد و به معناى خايسك و گرز كه نوعى از وسايل زينت و تشريفات سلاطين بوده است . و آن را به گونه‌اى نفيس مىساخته و در دست مىگرفته‌اند . اين كلمه نيز در نسخهء عكسى نيست . ( 112 ) 59 / 22 : ايوانها - عبارت متن ( ص 235 ) الابنية است كه در ترجمهء آن ( به تناسب مقام ) ايوانها گذاشته شد و گر نه معناى معروف آن بناها و ساختمانهاست . ( 113 ) 60 / 5 : جلوه كردن نمىگرفت - ضبط اين بيت در متن ( ص 235 ) چنين است : لو لا الشتاء و لو لا قبح منظره * لما رؤى من ربيع منظر حسن كه بايد به رعايت وزن ( بحر بسيط ) در مصرع دوم ، لام الفعل ماضى مجهول ( رؤى ) « 1 » را ساكن خواند . و اين گونه سكونى با موازين شعر و سكونهاى مجاز در علم صرف سازگار نيست زيرا آنچه در صرف ( شرح نظام ، جار بردى ، شرح شافيهء رضى و . . . ) در بارهء رد اوزان ، به منظور تخفيف گفته‌اند ، همه در اسكان عين است و نقل حركت آن به فاء ، و در نتيجه رد وزن است به وزن ديگرى كه نسبت به وزن اول فرعى است : و اين نوعا در اسم ثلاثى مجرد است و گاهى در افعالى است مانند « شهد » كه عين آن خلقى است . و به هيچ وجه ربطى به اسكان لام ندارد . رك : شرح نظام - فى امثلة الاسم الثلاثى ، و شرح شافيهء رضى ، چاپ سه استاد ، ص 44 به بعد . اين است كه بهتر ضبط نسخهء عكسى ( ورق 121 ب ) است كه در جاى « رؤى » ، « بدا » آمده است . ( 114 ) 64 / 11 : . . . إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ . . . - قسمتى است از آيهء 66 ، سورهء 4 « نساء » همهء آيه : وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِهِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِيتاً رك : كشف ، ج 2 ، ص 565 - 566 ، طبرى ج 5 ، ص 160 - 161 ، و مجمع ، ج 3 ، ص 69 به بعد . ( 115 ) 66 / 9 : صد چشمه - در متن ( ص 239 ) خانيه را به معناى چشمه گرفته و صد خانيه را

--> ( 1 ) - يا با املاء رئى ، و ظاهرا همين صحيح است .