أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
215
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
نيامد . اكنون گمان مىكنم از معاصران مؤلف بوده است و به همين اعتبار كلمهء دويست را بر آن افزوديم . زيرا در متن شعر ، فقط « الاحدى و سبعين » ذكر شده است . و بعيد است كه خود همان سنه ، يعنى سال هفتاد و يك هجرى ، تاريخ سرودن شعر باشد . پس يا سال 171 است يا 271 و بعضى از اعتبارات ، از جمله سبك شعر ، بيشتر مىنمايد كه همان 271 باشد . در نسخهء عكسى ( ورق 117 ب ) : « الاحدى و تسعين » است . بنا بر اين روايت ، بايد 191 باشد . فتأمل . ( 94 ) 46 / 10 : شكيبا بر جدايى - عبارت مصرع ( ص 225 متن ) اين است : « فقلت بقلب للفراق سليم » چون سليم با « ل » استعمال شده است ، نيز صفت قلب قرار گرفته است ، بايد به همان معناى سالم باشد كه ما در اينجا ، به مناسبت ، به معناى سلم و شكيبا گرفتهايم . لغويون ، تصريح كردهاند كه « قلب سليم اى سالم » . مقتضاى لحن شعرى و قلب للفراق سليم نيز همان معنى است . آرى در نسخهء عكسى ( ورق 117 ب ) روايت اين مصرع چنين است : « فقلت لقلب بالفراق سليم » كه در جاى « ب » در « بقلب » لام ضبط شده است و در جاى « ل » در « للفراق » باء . بنا بر اين ممكن است اين مصرع را چنين ترجمه كرد : . . . آنگاه دلى را كه به خاطر جدايى خسته بود گفتم . ممكن است نيز باى در « بقلب » را به معناى « مع » گرفت ، البته اگر از نظر پيدا شدن مقول قول مناسبى براى « قلت » گيرى پيدا نشود . ولى باز نمىتوان سليم را به معناى مجروح و ملدوغ دانست . چون مادهء « سلم » با لام را چنين معنايى نيست . در اينجا بايد بدين نكتهء دقيق كه در نوع زبانها هست و لازم است در آن دقت كافى شود اشاره كنيم ، و آن موضوع تفاوت عظيم معانى افعال است با حروف مختلف : اساسا توجه به حروف تعديه و نوع استعمال آنها در زبان عرب ( بلكه مطلق زبانها ) يكى از مهمترين رموز زباندانى و بلاغت است ، كه مثلا نويسنده يا مترجم عربى ، تفاوت ميان « ضرب فيه » و « ضرب له » و « ضربه » و « ضربه به » و « ضرب عليه » و « ضرب بنفسه » و « ضرب بينهم » را بداند . نيز بداند كه حتى معناى « ضرب بنفسه » غير از « ضرب به » است . همين طور ضرب با « على » مثلا : « ضرب عليه » و « ضرب على يده » داراى دو معنى است و اين هر دو باز ، با « ضرب القاضى على يده » فرق دارد . مثال روشن اين موضوع ، « غضبت له » و « غضبت عليه » ، و « زهد فيه » و « زهد عنه » است . اساس البلاغهء زمخشرى حاوى مقدارى از اين نكات است . و رعايت همين