أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

202

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

است همان است . البته برخى از متون فارسى ، كوهستان نيز گفته‌اند . در برخى از متون فارسى و عربى نيز قهستان و قوهستان آمده است . مستوفى براى اين سرزمين ، عراق عجم نيز به كار برده است كه ما اين تعبير را براى ثبت در متن اصلا نپسنديديم . لسترنج نيز آن را درست نمىداند و مىگويد ، به غلط در زمان سلجوقيان - براى تميز از عراق عرب - مصطلح شده بود ( سرزمينها ، 200 ) . اما كلمهء كوهستان از اشتراك به - دور نيست و اگر مطلقا در متنى آورده شود ، چه بسا خواننده نياز به مراجعه و سؤال پيدا كند . اين است كه مىنگريم كه نوع جغرافى نويسان فارسى نيز از آوردن كلمهء جبال خود - دارى نكرده‌اند و حتى در متون عربى دست اول نيز همان جبال به كار رفته است نه قوهستان . در صورتى كه اگر اسم مشهور و معين اين سرزمين كوهستان بود ، لازم بود نويسندگان عربى از استعمال معرب آن عدول نكنند تا اين توهم پيش نيايد كه نام خاص را ترجمه كرده‌اند . پس با اينكه كلمه جبال عربى است و فارسى آن كوهها ، كوهستان است ، در اين نوع متون ، اسم خاص اين ولايت شده است . و از كوهستان اخص است و از قوهستان اجلى دلالة . در اطلس تاريخ اسلامى ( تاليف Harray . W . Hazard ترجمهء آقاى محمود عرفان ) نيز ، نام اين سرزمين « جبال » آمده است . رك : ص 11 نقشهء مربوط به قرن سوم ( عصر مؤلف البلدان ، ابن فقيه ) . در جهان نامهء ابن بكران نيز چنين است : « قهستان عراق - اين ولايت جبال خوانند و آن رى و همدان و قم و قاسان و سپاهان باشد » رك . ص 57 بايد فرق قهستان و قوهستان را نيز در نظر داشت . در اينجا براى نوعى فايدت ، مطلب ذيل را نقل مىكنيم : « در باب اينكه مهاجرت آرين‌ها ، از قسمت شرقى به سمت غربى ايران ، در چه تاريخ و به چه منوال بوده ما اطلاع نداريم . اولين دفعه كه نام مديها ذكر مىشود ، در سال 830 ( قبل از ميلاد ) در كتيبهء سالمانسار ( سالمنصر ) دوم ، پادشاه آشور است . و ضمنا معلوم نشده كه آيا مديها از نژاد آرين بوده‌اند ، يا اينكه فاتحين آريايى ، اسم ساكنين سابق مملكت را اختيار كرده‌اند . اسامى خاص آريايى فقط در كتيبه‌هاى سارگن ( 721 - 705 ق م ) ديده مىشود و نيز ما نمىدانيم كه آيا مهاجرت آرين‌ها فقط از راه شمال ، يعنى همان راهى كه مديها رفته بودند به عمل آمده ، يا اينكه از راه جنوب هم كه از سيستان به كرمان و از آنجا به فارس مىرفت ، صورت گرفته است - شق اخير ، ظاهرا بيشتر قريب به صحت است . هرودوت گويد : هدروس‌ها ( در اصل متن - ده روسيايوى ) و كرمان ( در اصل متن - كرمانى اوى ) در جزو ايرانيانى به شمار مىروند كه در فارس سكونت اختيار كرده بودند . يعنى تمام قسمت جنوبى ايران كنونى را يك شاخه از ايرانيان ، كه خود را پارسه مىناميدند