أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

مقدمهء مترجم 22

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

در اين ترجمه كوشيده شد ، تا متن به گونهء بسيار دقيقى رعايت شود . و از نكات و زواياى عبارت مؤلف چيزى مغفول يا متروك نماند . نيز كوشيديم تا اصالت معلومات متن به جاى ماند . و نثر ترجمه ، تا حدودى ، نزديك به اسلوب قديم نثر پارسى و متون ديرينه سالى باشد كه در اين زمينه باقى است . اگر چه اين امر را همواره و در همه جاى پى نگرفته‌ايم ، يا به مسامحه‌اى ، يا از سر غفلتى ، و يا بدان روى كه از اسلوب متعارف بس دور نيفتيم ، و هر گاه كه باز مىگشته‌ايم به پيراستن ، به سخن عماد كاتب مىرسيده‌ايم . در انتخاب اين شيوه و افزودن دامنهء تعليقات ، تذكار دوست عزيز ، شاعر بزرگ مهدى اخوان ثالث ( م - اميد ) بس دخيل مىبود . روشن است كه در گرداندن اين گونه متون ، دقتى بس گسترده ، بايسته است تا ترجمان ، چنان كه بايد ، دريافت خوانندگان را با عين خواست مؤلف هماهنگ سازد و به خواستهاى وى خراشى وارد نياورد و حدود مفاهيم و مدلولها را درهم نريزد . در اين راه بيش از هر چيز آشنايى با نثر گذشتگان و استفاده از منابع قديم و فرهنگهاى كهن و آگهى از مصطلحات پيشينيان ناگزير است . نمىتوان به هر معجمى رجوع كرد و از هر فرهنگ معمولى كنار دست كمك ستاند و از هر معناى متعارفى ترجمه يافت . در اينجا لازم است نكته‌اى و فايده‌اى را ياد آور شوم . و آن اين است كه : در ترجمه‌هاى استادانه ، اساس علمى بر آن است كه از فرهنگها و معجمهايى استفاده شود كه همزمان با متن ، يا نزديك به آن نوشته شده است . نه اينكه - در مثل - در ترجمهء متنى از سدهء سوم به لغاتى رجوع شود كه در سدهء چهاردهم تأليف يافته است . چه اين لغات براى اين روزگار نوشته شده است و مؤلف سدهء سوم ، به طور عام ، با لغات اين روزگار سخن نمىگويد . در اين ميان فاصله‌اى بس دور افتاده است . و در اين مدت بسا كاهش و افزايش و تحول و تحويل در معانى لغات راه يافته و روى نموده و دگرگونيهايى پديد آمده است . استعاراتى تبديل به تشبيه و تشبيهاتى تبديل به استعاره ، مجازهايى حقيقت و حقايقى مجاز كناياتى تصريح و تصريحاتى كنايه ، مفرداتى مشترك و مشتركاتى مفرد ، متبايناتى مترادف و مترادفاتى متباين شده است . زيرا زبان ، چون درختان كهنسال است كه پيوسته از آنها برگ مىريزد و بر آنها برگ مىرويد . يا چون رودخانه‌اى است كه به هر فرسنگ كه مىگذرد مقدارى از آب خود را از دست مىدهد و باز از چشمه ساران سر راه خويش مقدارى آب مىگيرد و تقريبا آنچه باقى است خواص نوع است نه عوارض شخص . پس در اين گونه ترجمه‌ها براى يافتن خواست مؤلفان و ثبت لغات ، تا معاجمى