أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

184

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

است و پرورشش بغدادى . چون شعر مىسرود ، در آغاز ابيات سست آن را به دور مىريخت ، سپس ابيات متوسط را ، باز آنچه مانده بود برمىگزيد . بدين گونه از يك قصيده ، جز اندكى نمىماند و گاه يك يا دو بيت به جاى مىگذاشت . او دوست محمد بن عبد الملك زيات وزير بود . هنگامى كه مأمون ولايت‌عهدى ممالك اسلام را به امام ابو الحسن على بن موسى الرضا ، عليه السلام ، داده بود ، ابراهيم به حضور امام مشرف شد و اين شعر بخواند : ازالت عزاء القلب بعد التجلد * مصارع اولاد النبي محمد امام دو هزار درهم ، از آن درهمها كه به نامشان زده بودند ، به او دادند . ابراهيم آن درهمها را پيوسته پيش خويش مىداشت ، و از جمله مقدارى را براى تجهيز و دفن خود نگاه داشته بود . دائرة المعارف بستانى ، ج 2 ، ص 133 - 134 و مآخذ آن . ( 10 ) 5 / 20 : عبد الحميد - عبد الحميد بن يحيى بن سعد عامرى ، معروف به كاتب . دانشمند ادب و از پيشوايان نويسندگى بود و در بلاغت ضرب المثل . و اين جمله دربارهء او و ابن العميد ، استاد صاحب بن عباد ، معروف است : « فتحت الرسائل بعبد الحميد و ختمت بابن العميد » . الاعلام ، ج 4 ، ص 60 - 61 ، شريشى ج 2 ، ص 253 ، ثمار القلوب ، ص 155 ، الوزراء و الكتاب ، ص 72 - 83 ، امراء البيان ، ج 2 ، ص 38 - 98 . در كتاب اخير ، دربارهء سبك او بحثى سرشار شده است ( رك : الاعلام ، ج 4 ، ص 60 - 61 ) و او جز ابن عبد الحميد كاتب بود . اين ابن عبد الحميد ابو الفضل محمد بن احمد بن عبد الحميد كاتب سيره‌دان بود و كتابى بزرگ در اخبار خلفاى عباسى نوشت . فهرست ابن النديم ، ص 157 ( 11 ) 6 / 2 : ابو العيناء - ( م 283 ) ابو عبد اللّه محمد بن قاسم بن خلاد ، شاعرى بود نويسنده و سخنران و زبان آور و اديب و نكته سنج . ابن خلكان گويد : او از پرحافظه‌ترين مردمان و نكته - سنج‌ترين خلق جهان بود . او را نوادر و اخبار و سرگذشت‌هاى بسيارى است كه در كتب آمده است . دائرة المعارف بستانى . ( 12 ) 6 / 5 : سهل بن هارون - از نژاد پارسى بود و در دشت ميشان ، ميان بصره و اهواز ، تولد يافت . سهل ، به يحيى بن خالد برمكى و مأمون پيوست و از دست مأمون قيم بيت الحكمه شد . و در حكمت و دانايى چنان بود كه بوذرجمهر اسلامش مىخواندند . او از شاگردان مدرسهء عبد الحميد بود و چون ديگر شاگردان آن مدرسه ، روش پارسى را با ادب عربى در آميخت . و چنان كه برترى ابن مقفع در ترجمه و گرداندن بود ، برترى سهل در تصنيف و نوشتن بود . او راست كتاب « ثعله و عفراء » به آيين كليله و دمنه ، و كتاب « تدبير الملك و السياسة » و كتاب « الوامق و العذراء » و كتاب‌هاى ديگر .