أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

180

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

امير سامانى ] « 1 » اسماعيل خود به درگاه خداوند زاريد و گريست و خداى را خواند تا همه باز گشتند و او بر ايشان فيروز گشت . افلاطون گويد : در تركان وفا و در روميان سخا و در خزريان حيا و در زنگيان اندوه و در صقلبيان دلاورى و در سنديان پاكدامنى نيست . در جاى گفتگو از طبرستان ، اين سخن بيفتاد : نام شهر مركزى گرگان ، شهرستان است . از آن كه چهارده فرسنگ بسپرى به استرآباد رسى . از استرآباد تا طميش هفت فرسنگ است . از طميش تا ناميه هفت فرسنگ است . از ناميه تا لمراسك هشت فرسنگ است . حد گرگان از مرز طبرستان تا رباط حفص است . ميان اين دو نه فرسنگ است . و از آن ، تا شهر گرگان هفت فرسنگ است . اين مختصر پايان گرفت و الحمد للّه رب العالمين و صلواته على نبيه محمد و آله اجمعين .

--> ( 1 ) - اين داستان در نسخهء عكسى ( ورق 174 ، الف ) به تفصيل ذكر شده است و هم تفصيل كار اسماعيل سامانى در مواجهه با اين رخداد ناگهانى در كارزار .