أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
175
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
و از آمل تا بخارا هفده فرسنگ است . بخارا كهندژ دارد . شهرهاى آن عبارتاند از : كرمينيه ، و طواويس ، و فربر ، و وردانه ، و بيكند - مركز بازرگانى . و از بخارا تا سمرقند سى و هفت فرسنگ است . سمرقند نيز كهندژ دارد . شهرهاى آن عبارتاند از : دبوسيه ، و اربنجن ، و كشان ، و كش و نخشب و خجنده . خجنده شهرى است خوش آب و هوا و پر بركت . يكى از خجنديان اين اشعار برايم بخواند : من در خاوران و باختران شهرى به پاكيزگى و سالم هوايى خجنده نديدهام . خجنده شهرى است زيبا و خوش منظر كه بينندگان خود را در شگفتى فرو برد و آن در فارسى به معناى دل ببرده است . گويند : سمرقند را اسكندر ساخته است . پيرامون با روى سمرقند دوازده فرسنگ است و دوازده دروازه دارد كه از هر دروازه تا دروازهء ديگر يك فرسنگ است . بر بلندترين جاى با روى سمرقند بناهايى سر بر افراشته و برجهايى جنگ را ساختهاند . دوازده دروازهء سمرقند از چوب است و دو اشكوبى است . در پشت دروازه دو در ديگر است . ميان اين دو در ، جايگاه دروازه - بان است . چون از كشت زارها بگذرى به ربض ( ديوار گرداگرد شهر ) رسى كه درون آن نيز ساختمان شده است . ربض با نهر آب آن ، شش هزار جريب را گرفته است . باروى شهر ، روستاها و باغها و بوستانهاى سمرقند را در درون گرفته است « 1 » . و دروازههاى دوازدهگانه در اين بارو است . سپس به شهر شوى كه پنج هزار جريب است و آن را چهار دروازه
--> ( 1 ) - عبارت متن ( ص 326 ) : « و الحائط محاط على . . . » بدين گونه خالى از خللى نيست . بايد « محيط على . . . » باشد ، يا « محاط ب . . . » و به معناى احاطه شده بر فرض كه مقصود آن باشد . رك : نسخهء عكسى كه به تفاصيل ديگرى و گونهء ديگرى سمرقند را گزارش داده است ( ورق 165 ، ب ) .