أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

169

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

شگفت داشته است . مرويان چنين پندارند كه آن خانه طلسمى بوده است كه بعدها رو به ويرانى نهاده است . يكى از اهل خراسان ، فرزانه و اديب و آشنا به مردم آن سامان ، بر يكى از خلفا وارد شد . آن خليفه او را گفت : مرا خبر ده كه راستگوترين مردم خراسان كيان‌اند ؟ گفت : بخاراييان . گفت : مهمان نوازترين ايشان كيان‌اند ؟ گفت : جوزجانيان . گفت : خوش‌پذيرايىترين ايشان كيان‌اند ؟ گفت : سمرقنديان . گفت : نافرمانترين و جان تباهترين ايشان كيان‌اند ؟ گفت : خوارزميان . گفت : هوشيارترين و ژرف‌بين‌ترين ايشان كيان‌اند ؟ گفت : مرو - روديان . گفت : درست انديشترين ايشان كيان‌اند ؟ گفت : طوسيان - اگر مردم نسا را خوش آيد - گفت : ژاژخايترين و فتنه‌انگيزترين ايشان كيان‌اند ؟ گفت : سرخسيان . گفت : سست‌انديشترين و بىتدبيرترين ايشان كيان‌اند ؟ گفت : نيشابوريان . گفت : بىرشك‌ترين ايشان كيان‌اند ؟ گفت : هرويان . گفت : خدانشناسترين ايشان كيان‌اند ؟ گفت : بو شنجيان . گفت : تيراندازترين ايشان كيان‌اند ؟ گفت : مردم جرجانيه خوارزم . گفت : تنگ‌نظرترين ايشان كيان‌اند ؟ گفت : مرويان و اين اشعار بخواند : توانگران مرو * 214 چنان‌اند كه هر كس ميهمان خود را ، شكنبه‌اى آورد ، همانند حاتم خواهد بود . و هر كس بر در خانهء خويش مشتى آب پاشد ، در او همهء خويهاى مكرمت و بزرگوارى فراهم است . اينان شكم گوسپند را طاوس سور عروسى خود نامند ، و در پاى گوشت پخته بر سرهم كوبند . خداوند به آن سرزمين و آبادى فرهء پاكى مدهاد كه طاوسهاشان ، شكمهاى چهارپايان است . مأمون مىگفت : مردم مرو ، از شريف و فرومايه ، در برخوردارى از سه چيز برابراند : خربزهء با رنگ * 215 و آب سرد - يعنى آب يخ - و پنبهء نرم .