أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
159
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
اينك خراسان از آن صفار شد . و چون در سال دويست و هشتاد و پنج باز معتضد به صفار نامه نوشت و او را فرمان داد تا آهنگ اسماعيل بن احمد [ سامانى ] كند و قلمرو ولايت او از آن صفار باشد ، و همين گونه نيز به اسماعيل بن احمد نوشته بود ، صفار با سپاه خويش به سوى اسماعيل برفت . در ناحيهء نسا و بيورد به هم بر خوردند . ميانشان كشتارى بزرگ روى داد ، و هر يك به شهرهاى خويش باز گشتند . تا سال دويست و هشتاد و هفت رسيد و اسماعيل آهنگ صفار كرد . صفار با صد هزار كس در بلخ بود . اسماعيل او را در ميان گرفت . صفار به در آمد . چون دو سپاه روى در روى شدند ، سپاه صفار از هم بپراكند و او با گروهى از سرهنگان برجستهء خويش گرفتار شد . صفار را به سمرقند بردند ، سپس او را به بغداد فرستادند . اين گزارش به محمد بن زيد رسيد . دل در گرگان ببست و به آهنگ آن سامان روان گشت و در آنجاى فرود آمد . اسماعيل ، محمد بن هارون را به سوى او فرستاد آنان بر دروازهء گرگان به كارزار شدند . محمد بن زيد هزيمت يافت . و يارانش آسيب ديدند . و او را در كشاكش سپاه ، در همان جاى كشته يافتند . فرزندش زيد نيز اسير شد . اين به روز آدينه پنجم شوال سال 287 بود . ياران محمد پس از آن پا به راه گذاشتند تا به طبرستان رسيدند . چون در طبرستان گرد آمدند ، راى زدند و يك راى شدند كه كار به مهدى بن محمد بن زيد سپارند . مهدى در آن روز ، كودكى نابالغ بود . و اين به روز آدينه بود . مردم را آواز دادند كه همگان براى بيعت گرد آيند . ميان سرهنگان او مردى بود كه او را زراد مىخواندند . زراد ، در آغاز ، مردم را بر اين كار ، كه در آن يك راى شده بودند ، همراهى كرد . ليكن چون خلق به نزديكى در مسجد رسيدند درفشهايى سياه فراز كرد و شمشير در ميان ياران محمد بن زيد گذاشت ، و از آنان بسيارى بكشت . و در آن سال ، كه دويست و هشتاد و هفت بود ، بر منبرهاى طبرستان به نام المعتضد بالله خطبه خوانده شد . بدين گونه حكومت آل على در طبرستان ، از آغاز تا پايان آن سى و هشت سال شد . گويند : از شگفتيهاى طبرستان ، جنبندهاى است سياه و رخشان كه تنها