أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

146

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

گفتار دربارهء طبرستان گويند : آنجا را طبرستان گفتند * 202 ، زيرا مردمى از گيلان ( جيلان ) داخل آن جاى شدند ، در آن درختان بسيار بود و چنان بود كه از بسيارى و انبوهى درختان زمين را نمىديدند . گفتند خوب است اين درختان را با تبرها ببريم و در اين زمين فرود آييم و آن را آباد كنيم ، اين كار را كردند و به زبان خود ، آن جاى را طبرستان ناميدند ، به نام تبرها . مؤلف گويد : ببر و طيلسان و طالقان و ديلم و خراسان - جز مردم خوارزم - از فرزندان اشبق بن ابراهيم ( ع ) هستند . گويند : در زندانهاى خسرو مردمى بسيار فراهم آمده بودند . خسرو كشتن آنان نمىخواست . از اين روى درباره‌شان راى زد . به دو گفتند به غربتشان افكن . گفت : جايى را در نظر آريد تا در آن زندانيشان كنم . همهء شهرها را گشتند تا به كوههاى طبرستان رسيدند . گزارش آنجا را به خسرو دادند . خسرو بنديان را بدان كوه فرستاد و در آنجاى تنهاشان گذارد . درى ساخت و بر روى آنان ببست . آن كوه در آن روزگار ساكنى نداشت . بدين گونه آنان را يك سال باز هشت و از حالشان نپرسيد . پس از يك سال كس فرستاد تا خبرشان بداند . فرستادهء كسرى بر سر آنان رسيد . زندانيان را زنده ديد . با ايشان سخن گفت