أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
92
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
زلزله آور نابود شود ، خراسان با انواع عذاب از ميان رود ، رى با غلبهء ديلميان و طبرستانيان تباه شود ، ارمينيه و آذربايجان را سم ستوران لشكر و صاعقه و بادهاى زلزله خيز از ميان برد و مردم آنجا بيش از هر جاى ديگر سختى بينند ، حلوان به گونهء نابود شدن زوراء نابود شود و مردمش چونان بوزينگان و خوكان شوند - از خداى از چنين حالتى عافيت مىطلبيم - اما كوفه ، مردى به نام عنبسه ، از آل بو سفيان ، به آنجا شود و آن را ويران كند و دخترى جوان و مردى صالح از آل على ( ع ) بگيرد و هر دو را به قتل آرد و در پشتشان چوب نهد و بردار آويزد و گويد اين فاطمه است و اين على . آنگاه مردى از جهينه ، ناجيه نام ، در آيد و به مصر شود ، واى بر مصريان از او . او وارد بيت المقدس نشود . خداوند به قدرت خود ، او را از آنجا باز دارد . و واى بر مردم دمشق و افريقيه ، اما سيستان ، چند روز ، سخت تار گردد و بادهاى سخت بتوفد ، آنگاه در پى صدايى ويرانگر ، از ميان رود ، اما كرمان و سپاهان و فارس ، صيحهاى كارشان بسازد ، و بيشتر ويرانيشان از ملخ و سلطان باشد ، ويرانى هند از سوى سند باشد ، ويرانى خراسان از سوى تبت باشد ، ويرانى تبت از سوى چين باشد ، و ويرانى شام از سوى حماسهء بزرگ « 1 » . گفته است : چون چنين شد ، قسطنطنيه بر دست مردى از بنى هاشم « 2 » گشوده شود و ويرانى همدان از سوى لشكر ديلمان باشد ، كه وارد همدان شوند و آن را ويران كنند . و بعد از آن ديگر همدانى نخواهد بود .
--> ( 1 ) - متن ( ص 258 ) : « و خراب الشام من قبل الملحمة الكبيرة » . ملحمه در لغت به معناى جنگ بزرگ پر كشتار است . بعدها بر اشعار ملى و حماسى اطلاق شده است . ما در اينجا ، ملحمهء كبيره را « حماسهء بزرگ » ترجمه كرديم ، به عنايتى ، نه از باب خلط دو معناى ملحمه در قديم و اكنون . و مقصود از آن خروج مهدى ( ع ) است . ( 2 ) - با توجه به لحن اخبار ملاحم مقصود : شورشى پسين روزگار ، مهدى ، است از اولاد فاطمه عليها السلام .