أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
85
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
لكاءسازان اگر بكوشند تا در آن سوى كه دارش سازند ، لكاء بسازند نخواهند توانست . آنان خود اين را آزمودهاند و ديدهاند كه تباه شده است . و « 1 » همانا معتصم بالله ، كاغذسازان را به سر من رأى ( سامرا ) آورد ، كه داراى آن آب و هواست ، و آنان را امر كرد تا در آنجا كاغذ بسازند . ليكن ساخته نشد مگر كاغذهاى خشكى كه زود خرد مىشد . و مردم خورهء دجله و عراق و ميشان ( ميسان ) و دشت ميشان ( دست ميسان ) « 2 » راست ساختن و بافتن پردهها و فرشها و ميسانى « 3 » و حرير و درانك * 140 و دورنك * 141 و جز آن از ديگر انواع فرش و گستردنى كه ديگران را نيست . و بصريان راست نخلستانها و انواع خرما كه مانند آن در همهء خوردههاى خرما دار نيست . جاحظ آورد كه به روزگار معتصم ، مردم اقسام درختان خرماى بصره را بر شمردند . همانا ، بجز خرمابنان مدينه و مصر و يمامه و بحرين و عمان
--> ( 1 ) - در نسخهء عكسى ( ورق 133 آ ) چنين است : « و مانند اين ، [ يعنى دارش و لكاء ] چيزهاى بسيارى است . از آن جمله قراطيس ( كاغذ ، بردى ) است كه تنها در مصر ساخته شود نه در جاى ديگر و همانا معتصم . . . » . ( 2 ) - آقاى دكتر معين ، در فرهنگ فارسى ، از معجم البلدان چنين آورند ، « دستميسان ( دشت ميشان ) ناحيهاى بود بزرگ واقع بين واسط و بصره و اهواز ، نزديكتر به اهواز ، قصبهء آن ، بسامتى . بعضى گفتهاند : « دستميسان خرهاى است كه قصبهء آن ، ابله است . بنا بر اين قول ، بصره جزو اين خره باشد . » و در ذيل دشت ميشان ، گويند : « معرب آن دستميسان ، بنى طرف ( قديم ) ، منطقهاى وسيع و هموار ، واقع در مغرب خوزستان ، در امتداد مرز ايران و عراق . و آن شهرستانى است از استان ششم ، شامل بخشهاى بستان ، موسيان ، هويزه ، مركز آن سوسنگرد است كه به وسيلهء راه شوسهء هموارى به اهواز مربوط است . در 1314 ه ش . به موجب تصويب نامهء هيئت دولت ، نام بنى طرف ، به دشت ميشان مبدل شد . ( 3 ) - نوعى جامه .