المنسوب للإمام علي ( ع ) ( مترجم : مولانا شوقى قرن 9 ه - )
پيشگفتار و مقدمه 12
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى )
كه در بردارندهء علوم فراوانى از سرمايههاى علمى آنان بود . او در ادامهء سخن خود گويد : ايرانيان سزاوارترين قومى هستند كه بايد از آنان علم آموخت هرچند كه با گذشت زمان و حوادث روزگار اخبار آنان كهنه گرديده و مناقبشان به باد فراموشى سپرده شده و رسوم آنان بريده گشته است . جغرافىدانان اسلامى نيز در آثار خود اشاره به اين موضوع كردهاند : ابن حوقل در كتاب صورة الأرض هنگام ياد كردن از اقليم فارس از قلعة الجصّ ( - دير گچين ) ياد مىكند كه زردشتيان يادگارهاى علمى ( - اياذكارات ) خود را در آنجا نگاه مىداشته و علوم رفيع و منيع خود را هم در همانجا تدريس مىكردهاند . و ياقوت حموى در معجم البلدان نيز در ذيل « ريشهر » از نواحى ارّجان فارس مىگويد كه دانشمندان آنجا كتابهاى طب و نجوم و فلسفه را با خط جستق كه به گشته دفتران ( - گشته دبيران ) معروف است مىنويسند . چهار طبقهء ممتاز مردم نزد ايرانيان باستان يعنى استاراشماران ( - منجّمان ) ، زميك پتمانان ( - زمينپيمايان ، مهندسان ) ، پجشكان ( - پزشكان ) و داناكان ( - دانايان ) نشانهء توجّه آنان به علم و معرفت و طبقهء اخير يعنى دانايان همان انديشمندان و حكيماناند كه در آثار اسلامى امثال و حكم و پندها و اندرزها به آنان منسوب است كه فردوسى هم مكرّر اندر مكرّر مىگويد : ز دانا شنيدم من اين داستان . وجود كلمات و اصطلاحات علمى همچون توهم ، تخم ( - هيولى و مادّه ) ، چيهر ( - چهر ، صورت ) و گوهر ( - جوهر ) و همچنين كتابهايى همچون البزيدج فى المواليد ( بزيدج - در پهلوى ويچيتك و در فارسى گزيده و در عربى المختارات ) ، و الاندرزغر فى المواليد ( اندرزغر - اندرزگر ) نشانهء جريان علمى در آن روزگار بوده است . همين جريان بود كه وقتى در زمان انوشيروان ژوستىنين امپراطور روم مدارس آتن را بست