صائن الدين علي بن محمد تركة

مقدمهء كتاب 43

تمهيد القواعد ( فارسى )

گفته است ، اين اشكال در ماهيّات متواطى از ماهيات جارى است ولى در ماهيات مشككهء داراى عَرضِ عريض جارى نيست ، ولى خود شيخ اشراق همين اشتباه شيخ رئيس را در مسألهء وجود ، مرتكب شده است ، چون گفته است وجود از آن جا كه داراى مفهوم واحد است نمىشود ، افراد مختلف داشته باشد . مؤلّف علامه - اعلى اللَّه مقامه - نيز به واسطهء غفلت از سرِّ تشكيك خاصى ، افراد يا مراتب را از وجود نفى مىكند و گمان مىفرمايد كه اگر اصل طبيعت كه به وصف اطلاق و عدم تعيُّن موجود است داراى فرد ديگر باشد ، لازم مىآيد تكرُّر اصل طبيعت ، در حالتى كه بنا بر تشكيك خاصى و اعتقاد بر اينكه كثرت در وجود بحسب مراتب و درجات تشكيكى از اصل ذات و حقيقت وجود منبعث شود ، طبيعت متكرِّر مىشود ولى اين تكرُّر باطل نيست ، چون مقام و مرتبهء اعلاى وجود ، به لحاظ تماميت هويت ، قائم بذات و غنى محض و مرتبهء متأخِّر از آن ، معلول و فقير و متنزل از مرتبهء صرف وجود است ، و چون طبيعت مشكّك است و تشكيك ذاتىِ آنست و جهت اشتراك و امتياز عين ذات وجود است ، كثرت منبعث از اصل حقيقت است ، مراتب موجود در سلك حقيقت واحد ، داراى افراد نمىباشد ، و اگر بر مراتب فرد ، اطلاق شود ، مجاز خواهد بود و مراد همان مراتب است و ناشى است از صدق مفهوم عام وجود بر مراتب بنا بر آن چه كه ذكر شد ، حقيقت وجود كه مقام محيط بر كافهء مراتب است ، چون به شرط لاست نسبت به حدّ امكانى ، تكرُّر و تعدُّد ، نمىپذيرد ، و مراتب غير صرف ، ثانى طبيعت نيست ، بلكه مقام فرق و تفصيل همان اجمال و جمع است . مراتب غير صرفه ، نسب و اضافه و رشح و ظهور اصل حقيقت مىباشد ، و حقيقت وجود منحصر است در حق و ما بقي نسب و اعتبارات و اضافات