صائن الدين علي بن محمد تركة
مقدمهء كتاب 13
تمهيد القواعد ( فارسى )
معرَّا از هر قيد و شرط است . مراد از اطلاق ، اطلاق بحسب مفهوم نمىباشد ، بل كه مراد از وجود مطلق ، وجود شخصى متَّصف به وحدت اطلاقيست كه قبول تعدُّد و تكثُّر نمىنمايد و در دار وجود ، ثانى از سنخ خود ندارد ، غير أو هر چه هست ظهور و تجلِّى و عكس و صورت آن اصل واحد است . نزد اين طائفة ، وحدت در وجود ، واقعى و حقيقى و كثرت اعتبارى و وهمى است . هر چيز كه غير حق بيايد نظرت * نقش دومينِ چشم أحول باشد اهل عرفان به كلى تشكيك در اصل مراتب وجود را از باب نفى افراد و مراتب وجود ، انكار مىنمايند ، و از براى وجود ، يك اصل فارد و حقيقت واحد قائلند و ماتن و شارح برهان بر نفى تشكيك در وجود اقامه نمودهاند و ما در اين مقدمه دليل اصل مدعاى آنان را نقل مىنمائيم و خواهيم گفت كه آنها از تشكيك ، اشتداد در كيفيات فهميدهاند و آن را منحصر در عرضيَّات كيفى دانستهاند و از وجود ، از باب آن كه خارج از سنخ ماهيَّات است ، آن را نفى كردهاند و بكلام محقق طوسى استشهاد نمودهاند . ولى تشكيك خاصى در اصل وجود ، بنا بر آن چه كه صدر الحكماء در مراحل و مراتبِ قوس نزول و صعود وجود تقرير نمودهاند و اصل مراتب را در نزول و صعود در سلك اصل و حقيقت واحد ، تصوير فرمودهاند ، ثابت است و اشكال آنان متوجِّه كلام صدر الحكماء و ديگر حكماى الهى قائل بتشكيك در وجود ، و يا تشكيك در مراتب نور كما حققه مؤسِّس مسلك الاشراقيَّة في الدورة الاسلاميَّة ، نخواهد بود . چون محققان از حكماى اتباع صدر حكما و عرفا افراد را از وجود نفى كردهاند ولى مراتب در وجود إثبات كردهاند كه هر مرتبهء عاليه در عين اتصال به مرتبهء اعلى يا مرتبهء دانى متميِّز است از مرتبهء مقدَّم يا مؤخَّر ، بشدت و ضعف و تماميَّت و نقص . بنا بر مسلك عرفا وحدت حقيقى و كثرت اعتبارى است ولى حكما وحدت