عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )

88

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )

بيرونى و اندرونى قوّت‌ها پيدا آمدند : قوّت جاذبه و قوّت ماسكه و قوّت هاضمه و قوت دافعه و قوّت مغيّره و قوّت غاذيه و قوّت ناميه . و اين قوّت‌ها را ملائكه مىخوانند . 59 چون اعضا و جوارح و قوّت‌ها تمام شدند ، آن‌گاه فرزند طلب غذا آغاز كرد و از راه ناف خونى كه در رحم مادر جمع شده بود به خود كشيد . چون آن خون در معدهء فرزند درآمد و يك‌بار ديگر هضم شد و نضج يافت جگر آن كيموس را از راه ماساريقا به خود كشيد . و چون در جگر درآمد و يك‌بار ديگر هضم و نضج يافت ، آنچه زبده و خلاصهء آن كيموس بود كه در جگر است روح نباتى شد ، و آنچه باقى ماند بعضى صفرا و بعضى خون و بعضى بلغم و بعضى سودا گشت . آنچه صفرا بود زهره آن را به خود كشيد ، و آنچه سودا بود سپرز آن را به خود كشيد و آنچه بلغم بود روح نباتى آن را بر جملهء بدن قسمت كرد از براى چند حكمت ، و آنچه خون بود روح نباتى آن را از راه آورده به جملهء اعضا فرستاد تا غذاى اعضا شد ؛ و قسّام غذا در بدن اين روح نباتى است ، و موضع اين روح نباتى جگر است و جگر در پهلوى راست است . چون غذا به جملهء اعضا رسد نشو و نما ظاهر شد و حقيقت نبات اين است . و اين جمله در يك ماه ديگر بود . فصل ششم در بيان روح حيوانى ( 8 ) چون نشو و نما ظاهر شد و نبات تمام گشت و روح نباتى قوّت گرفت و معده و جگر قوى گشتند و بر هضم غذا قادر شدند ، آن‌گاه آنچه زبده و خلاصهء اين روح نباتى بود ، دل آن را جذب كرد . و چون در دل درآمد و يك‌بار ديگر هضم و نضج يافت ، همه حيات شد . آنچه زبده و خلاصهء آن حيات بود 60 كه در دل است ، روح حيوانى شد ؛ و آنچه از روح حيوانى باقى ماند ، روح حيوانى آن را از راه شرائين به جملهء اعضا فرستاد تا حيات اعضا شد ؛ و همه اعضا به‌واسطهء روح حيوانى زنده شدند ، و قسّام حيات در بدن اين روح حيوانى است . و موضع اين روح حيوانى دل است . و دل در پهلوى چپ است . ( 9 ) و چون روح حيوانى قوت گرفت ، آنچه زبده و خلاصهء اين روح حيوانى بود ، دماغ آن را جذب كرد . و چون در دماغ درآمد ، و يك‌بار ديگر هضم و نضج يافت ، آنچه زبده و خلاصه آن بود كه در دماغ است ، روح نفسانى شد ؛ و آنچه از روح نفسانى باقى ماند ، روح نفسانى آن را ، از راه اعصاب به جملهء اعضا فرستاد تا حسّ و حركت ارادى