عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )
86
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )
رسد ، با خود دارد و از خود دارد 56 ، يعنى نطفه هم كاتب ، و هم قلم ، و هم كاغذ ، و هم دوات ، و هم مكتوب ، و هم قارى است . ( 3 ) اى درويش ! نطفهء انسان جوهر اوّل عالم صغير است ، و ذات عالم صغير است ، و تخم عالم صغير است . و عالم عشق عالم صغير است ، نطفه بر خود عاشق است ، مىخواهد كه جمال خود را بيند ، و صفات و اسامى خود را مشاهده كند ، تجلى خواهد كرد ، و به صفت فعل ملتبس خواهد شد ، و از عالم اجمال به عالم تفصيل خواهد آمد ، و به چندين صور و اشكال و معانى و انوار ظاهر خواهد شد ، تا جمال وى ظاهر شود ، و صفات و اسامى و افعال وى پيدا آيد . فصل دوم در بيان تربيت نطفه ( 4 ) بدانكه نطفه چون در رحم مىافتد ، مدّتى نطفه است ، و مدّتى علقه است ، و مدّتى مضغه است . و در ميان مضغه عظام و عروق و اعصاب پيدا مىآيد ، تا مدّت سه ماه بگذرد ؛ آنگاه در اوّل ماه چهارم كه نوبت آفتاب است آغاز حيات مىشود و به تدريج حس و حركت ارادى در وى پيدا مىآيد ، تا چهار ماه بگذرد . و چون چهار ماه گذشت جسم و روح حاصل شد ، و خلقت اعضا و جوارح تمام گشت . و خونى كه در رحم مادر جمع شده بود ، غذاى فرزند مىشود ، و از راه ناف به فرزند مىرسد . و جسم و روح و اعضاى فرزند به تدريج به كمال مىرسد ، تا هشت ماه بگذرد . در ماه نهم ، كه نوبت باز به مشترى مىرسد ، از رحم مادر به اين عالم مىزايد . چنين مىدانم كه تمام فهم نكردى ، روشنتر ازين به نوعى ديگر 57 بگويم . فصل سوم در بيان تربيت نطفه به نوعى ديگر ( 5 ) بدانكه نطفه چون در رحم مىافتد ، مدوّر مىشود ، از جهت آنكه آب به طبع خود مدوّر است . آنگاه نطفه به واسطه حرارتى كه با خود دارد ، و به واسطهء حرارتى كه بر رحم است ، به تدريج نضج مىيابد ، و اجزاى لطيف وى از اجزاى غليظ وى جدا مىشود . چون نضج تمام مىيابد ، اجزاى غليظ از تمامت نطفه روى به مركز مىنهند و اجزاى لطيف از تمامت نطفه روى به محيط نطفه نهد و بدين واسطه نطفه چهار طبقه