عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )

46

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )

صحيح است . پاريس ( كتابخانهء شخصى ) : نسخهء دست‌نويس كه چند سال پيش در تهران به دست آمده ، و شامل مقصد نيز مىباشد . آغاز و پايان هر دو رساله وجود ندارد و چندين فضاى خالى و افتاده در آن ديده مىشود . بدون ترديد تاريخ آن سدهء سيزدهم هجرى است . من نسخه موجود در آستان قدس رضوى را كه ظاهرا جديد است نديده‌ام . نسخه‌هاى خطّى كه يك يا دو رسالهء كشف را شامل باشد نادر نيست . 4 زبدة الحقائق و مبدأ و معاد زبدة يكى از دو تصنيف نسفى است كه در سال 1303 در پى تفسير لمعات جامى ( ص 190 - 252 ) به چاپ سنگى رسيده است . برطبق ديباچهء آن ، درويشان از مصنّف خواسته بودند كتابى تصنيف كند در باب عالم كبير و عالم صغير و مبدأ و معاد . وى خواهش آنان را پذيرفت و رساله‌اى به نام مبدأ و معاد تصنيف كرد . درويشان آن رساله را بيش از حدّ مطوّل يافتند . علاوه بر اين ، در نظر آنان اين رساله به زبانى زياده روشن نگاشته شده و براى همه ، نه تنها خواص ، بلكه براى عوامّ نيز درخور فهم بود . بنابراين ، طالب كتابى بودند كه براى جمع دوّم آسان‌فهم نباشد . بدين ترتيب نسفى آهنگ آن كرد كه خلاصه‌اى از آن بنگارد و همين خلاصه است كه زبدة الحقائق نام گرفت . در ميان نسخه‌هاى خطّى كه توانسته‌ام بررسى كنم ، هيچ‌كدام شامل ديباچهء مذكور ، به صورت كامل ، نبود . در مقابل ، در متن چاپ سنگى آن ديباچه وجود دارد . نسخهء خطّى دانشگاه استانبول برگهء 896 ، شامل هيچ‌چيز از اين ديباچه حتّى نام رساله هم نمىباشد . ديگر نسخه‌ها آن ديباچه را به‌صورت مختلف تلخيص كرده‌اند . بدين منوال نسخهء دانشگاه مزبور به شمارهء 797 ، تنها از نخستين درخواست درويشان سخن مىگويد و بدان كتاب مبدأ و معاد نام مىدهد و در ضمن موضوع تلخيص آن را يكسره به دست فراموشى مىسپارد . نسخهء خطّى آقاى سعيد نفيسى نيز همين‌طور است . نسخهء دكتر ميناسيان ( نسخهء خطّى 131 ص 181 و بعد ) نيز از تلخيص رسالهء قديم‌تر هيچ سخنى به ميان نمىآورد . در آن تنها اين عبارت را توان يافت : « از آنجا كه اين خلاصه از مبدأ و معاد بحث مىكند ، زبدة الحقائق نام يافته است . » بدين ترتيب دو اسمى كه اين رساله در نسخه‌هاى دست‌نويس دارد ناشى از به هم آميختن