عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )

42

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )

آغاز كرد يك بيان التنزيل ديگر كه موجزتر بود ، بر بنياد اين دو اثر تصنيف كرد . امكان دارد كه برخى از فصول بيان فى الواقع مبتنى بر كتاب كشف باشد . به ويژه فصل 7 ( در باب كلام خدا و كتاب خدا ) ممكن است بر پايهء رسالهء 8 ( همان رساله‌اى كه ما در اختيار نداريم ، ولى بخشى از اين موضوع در رسالهء 7 مورد بحث قرار گرفته است ) كشف الحقائق و فصل 8 بر پايهء رسالهء 6 تصنيف شده باشد . اما اين مسئله مستلزم تحليلى دقيق‌تر از تحليلى است كه ممكن است در اينجا انجام شده باشد . در همهء نسخه‌هاى خطّى تنزيل ( و نه تنها در نسخهء منگنه 112 ت ) اصول 12 و 13 وجود ندارد . در نسخهء ولى الدين افندى 1767 و 1685 نيز قسمت اعظم رسالهء 20 موجود نيست ، اين رساله نه از رسالهء قبلى جدا شده نه از خاتمهء آن و در نتيجه آخرين تذكر ده اصل اخير نيز وجود ندارد . در ديگر نسخه‌هاى خطّى اين خاتمةالطبع‌ها سه عدد مىباشند . بر طبق اولين خاتمه ، در پايان اصل ششم ، شش فصل نخست در ماوراءالنهر تصنيف گرديده است ، در شهر نسف كه وطن مؤلف مىباشد . خاتمهء دوّم ، پس از اصل دهم ، حاكى از آن است كه چهار اصل بعدى در بخارا ، در محلّ « رياضات » مؤلّف به رشتهء تحرير درآمده است . اين خاتمه نه فقط در نسخهء ولىّ الدّين 1676 و 1685 ، بلكه در نسخهء منگنه 112 ت نيز وجود ندارد . خاتمهء سوّم صور مختلفى دارد . در نسخهء شهيد على 1363 چنين مىخوانيم : « اين اصل در خراسان ، در ولايت كوبان ، در بحرآباد ، بر سر تربت شيخ سعد الدّين حمويى به پايان آمد . » نسخهء منگنه فقط مىگويد : « در ولايت بحرآباد » و از سرزمين كوبان ذكرى نمىكند . در مقابل از ده اصل اخير سخن مىگويد كه روايتى بوده است بس نيكو . وضع نسخهء دست‌نويس قاهره نيز بر همين نهج است ، در اين نسخه محلّ تصنيف كتاب « مسجد اعظم » شهر سمرقند ( جامع شهر سمرقند ) ذكر گرديده است . قبول روايت اخير دل‌انگيز است و اينكه آن را دليلى بدانيم بر آنكه كتاب تماما پيش از آن كه مؤلف براى هميشه ماوراءالنّهر را ترك گفته باشد ، تصنيف شده است . در صورت عكس اين نظر ، تصنيف كتاب مذكور به‌تدريج در طى چندين سال انجام گرفته است . اين حقيقت كه تنزيل بر خلاف بيان نه از كتاب كشف الحقائق ذكرى مىكند نه از هيچ اثر ديگر مؤلف گويى آن نظر را تأييد مىكند . ولى در همه حال اتّكاء بر نكات حاصله از يك نسخهء خطّى واحد مخاطره‌آميز است . نسخه‌هاى خطّى كه مورد مراجعه من بوده است ، بدين شرح مىباشد :