عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )
38
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )
شيعهاند ، امام چهار است : على ( ع ) و حسن ( ع ) و حسين ( ع ) و محمد حنفيّه و محمّد حنفيّه زنده است و در كوهى پنهان است ، چون وقت شود بيرون آيد جمله روى زمين بگيرد و امام زمان اوست . و در مذهب اسماعيل كه يك فرقهء ديگرند از فرق شيعه ، امام هفت است : على ( ع ) و حسن ( ع ) و حسين ( ع ) و على زين العابدين ( ع ) و محمد باقر ( ع ) و جعفر صادق ( ع ) و اسماعيل بن جعفر ، و اسماعيل زنده است و در كوهى پنهان است و چون وقت شود بيرون آيد و جمله روى زمين را بگيرد و امام زمان اوست . و در مذهب اماميّهء اثناعشريّه كه يك فرقهء ديگرند از فرق شيعه ، امام دوازده است : على ( ع ) ، و حسن ( ع ) ، و حسين ( ع ) ، على زين العابدين ( ع ) و محمد باقر ( ع ) و جعفر صادق ( ع ) و موسى كاظم ( ع ) و على موسى رضا ( ع ) ، و محمد تقى ( ع ) ، على نقى ( ع ) ، و حسن عسكرى ( ع ) ، و م - ح - م - د مهدى ( ع ) و م - ح - م - د مهدى ( ع ) زنده است و در غارى پنهان است و چون وقت شود بيرون آيد جمله روى زمين بگيرد و امام زمان اوست به حقيقت . پس به نزديك اهل شيعه ، اولياء ايشانند و عدد ايشان همان است كه اشارت رفت . » دو فرقهء نخست به شيوهاى سخت اختصارى معرّفى شدهاند و گويى اين اختصار از كتابى در باب ملاحده اقتباس شده باشد . در عصر نسفى ، كيسانيّه ديگر چندين قرن گذشته بود كه وجود نداشتند . ولى اعتقادى كه برحسب آن محمد حنفيّه در كوهى پنهان شده است ( در حالى كه محمد مهدى ( ع ) در غارى نهان است ) اصالت دارد : در اين مورد منظور كوه رضواست كه در نزديكى مكّه واقع مىباشد . اما اسماعيليّه كه اسماعيل را امام غايب مىدانستند ، نيز فرقهاى است كه ديگر وجود ندارد . تنها نگارندگان احوال ملاحده از آن آگاهند و گمان مىرود كه از سدهء دوّم هجرى به بعد ديگر باقى نماندهاند . آيين اسماعيليّه كه در اينجا توصيف شده است همان كيش فاطميان و به طريق اولى آيين نزاريّهء الموت يا طيّبيه يمن نبوده است . نسفى در عين بيان اعتقادى مشابه عقيدت آنان ، يقينا با اسماعيليّهء عصر خويش رابطهاى مستقيم نداشته است . در مورد شيعيان اثنا عشريّه وضع صورت ديگرى دارد . مشرب ولايت مورد اعتقاد سعد الدّين حمويه مسلما اثناعشرى بوده است . اين نكته جالب است كه مصطلحات نسفى هنگام توصيف عقيدت اماميّه در كتاب كشف الحقائق همانهاست كه در باب شيخ و مرشد خود ، در رساله در باب ولايت و نبوّت ، به كار برده است . ما هم اطلاع داريم كه قاضى نور اللّه ششترى آن رساله را مبناى بحث خود قرار داده و مدّعى شده است كه حمويه شيعهء اثناعشرى بوده است .