عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )
36
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )
راهى يگانه در پيش گيرند و به كيشى يگانه درآيند ، كورى و اوهام راه زوال گيرد ، و در همان حال مفاهيم نهفته و مكنون و حقايق باطنى ( معانى و حقايق ) امور ظاهر و عيان گردد . » نيمهء دوم اين قسمت گويا احتياطهايى در سخن است . ما مضمون بخش « گمشده » كشف الحقائق را دليل اين امر مىدانيم . روشن است كه بر خلاف آنچه مصنّف در مقدّمهء اثر خود خبر مىدهد ، هيچكدام از نسخههاى دستنويس اين تصنيف مشتمل بر بيش از هفت رساله نيستند . سه رسالهء آخرين و نيز خاتمهء كتاب در آنها نيامده است . همانطور كه ، از جانب ديگر ، نشر و پخش تمامت اين اثر پيش از سال 700 بر او منع شده بود ، گويى جائز است فكر كنيم كه آن بخش از كتاب كه در دسترس ما نيست ، عينا همان است كه نمىبايست پيش از سال مقدّر مذكور در اختيار عموم قرار گيرد . مضمون و محتواى سه رسالهء مورد بحث اين نظر را تأييد مىكند . اينك اين نكته بر طبق نسخهء خطّى موجود در كتابخانهء ملك : رسالهء هشتم . در باب كتاب الله و كلام الله ، در باب قرآن و فرقان . بخشى از اين موضوعات قبلا در پايان رسالهء نخست ، بدان ميزان كه ضرورت داشت ، به طور كلى مورد بحث قرار گرفت . رسالهء نهم . در باب حقيقت اسلام ، ايمان و احسان و عيان ، در باب آنچه حقيقت و واقع باطن را تشكيل مىدهد ، در باب نماز ، زكات ، روزه ، علّت وجودى آنها و مقصد آنها . رسالهء دهم : در باب صاحب الشريعة و قائم القيامة . در باب اين كه چند دين وجود دارد . نسخ و الغاء شريعت چيست و چرا چنين چيزى روى داده است ؟ خاتمه و نتيجهء كتاب . در باب اين كه خاتم نبوّت و خاتم ولايت چيست ؟ آيا زمانى بوده است كه امور آنچنانكه امروز هست نبوده باشد ؟ آيا زمانى خواهد آمد كه عالم ديگر چنان كه هست نباشد ؟ با مقايسهء اين عناوين فصول با باب پنجم مقصد به سهولت پى خواهيم برد كه بحث بر سر موضوعاتى است كه تنها در هنگام ظهور صاحب الزّمان ظاهر و لايح خواهند شد . اين نكته به ويژه در مورد رسالهء نهم صادق است . اما رسالهء هشتم ، تذكرى كه به موجب آن موضوعاتى كه اين رساله بدان اختصاص يافته ، پيشتر هم مورد بحث بوده است ، - در پايان رسالهء نخست - به وضوح نشان مىدهد كه اين دو رساله در دو تاريخ مختلف به رشتهء تحرير درآمده است ( اين تذكر در برخى از نسخههاى خطّى موجود نيست ، مثلا نسخهء كوپرولو حافظ احمد پاشا 125 و نور عثمانيّه 4899 ) . اين حقايق همه با هم تصوّرى منسجم و كامل بهوجود مىآورند . نسفى چون كسى بهنظر