عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )

34

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )

توضيحى ضرورى مىنمايد ، به ديگر سخن ، نسفى هيچ‌كدام از علماى آن دو مذهب را برحقّ نمىداند و برآن است كه بايد حقيقت را در جايى ديگر پژوهش كرد . وى قبل از هر كار پيشنهاد مىكند كه بايد يك‌صد فرقهء مذكور را به چهار فرقهء بنيادى محدود كرد كه عقايد آنان به ترتيب بدين شرح است : تناسخ ، حلول ، اتّحاد ، و وحدت . وى پس از بيان مشروح ديدگاه آنان - با عطوفت مسلّم در حق عقيدت گروه اخير - سرگذشت معروف شهر كوران و فيل را حكايت مىكند و نتيجه مىگيرد كه عموم مذاهب و مشارب حاوى جزئى از حقيقت مىباشند ، ولى هيچ‌كدام حقيقت كامل را شامل و حامل نيستند . آيا اين بدين معنى است كه براى هميشه بايد از يافتن حقيقت ديده برگرفت ؟ پاسخ منفى است . به راستى اتّفاق مىافتد كه ، گهگاه ، رحمت الهى نازل مىشود و يكى از كوران بينايى را بازمىيابد . وى از آن پس فيل را چنان‌كه در واقع هست مىبيند و حقيقت واقع را مىشناسد . امّا در آن صورت چه اتّفاق مىافتد ؟ چه بسيار اندك هستند كورانى كه سخنان آدم بينا را مىپذيرند : اكثريّت كوران در عقايد خود سرسختى و سماجت نشان مىدهند و آدم بينا را زنديق و ملحد مىشمارند و كافر مىپندارند . در زندگى همين حقيقت صادق است . اغلب ابناى بشر اصول عمده و اساسى شرايع را از روى گفته‌ها و شنيده‌ها درك كرده‌اند و آنها را به انحاى گوناگون فهميده‌اند و در اختلافات خود پاى مىفشارند . آنان به جاى هماهنگ كردن معتقدات خود با قرآن و احاديث ، اين‌ها را در پرتو معتقدات خود تفسير مىكنند . و اگر قرآن و احاديث را هادى خود قرار مىدادند يك مذهب بيشتر در روى زمين وجود نداشت . ولى اكثريّت افراد آدمى اهل تقليد ( مقلّد ) هستند و تقليد است كه مسئول اختلافات آنان است . وقتى ، در كشورى معيّن ، معتقدات دينى چندى وجود دارد و عالمى نيست كه بتواند راهنما قرار گيرد ، عقيدت درست ( مذهب مستقيم ) عبارت از آن است كه دوازده قاعده و شيوهء سلوك را مورد توجّه قرار دهند ، كه مهم‌ترين آن‌ها زيستن در صلح و صفا و با همهء مردم است و معاشرت با نيكان ، آزار نرسانيدن به هيچ‌كس ، زهد پيشه كردن و به‌ويژه خود را عالم نپنداشتن ، متواضع بودن و مدّعى برترى بر ديگران نبودن . آنان كه چنين شرايطى را رعايت كنند سالك صراط مستقيم هستند . « 1 »

--> ( 1 ) . ما در اينجا نسخهء خطى كتابخانهء ملك را كه صحّافى نشده است ملاك قرار مىدهيم . رجوع شود ، به تجزيه و