عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )

32

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )

يكسره روى به خداى آورده ، به تربيت ابناى آدمى نمىپرداختند ، اين كار در حيطهء صلاحيّت انبياء و پس از ايشان علماء است ( متن ، ص 319 ) . از اين مقدّمات چنين استنباط مىشود كه از نظر مؤلف مورد نظر ما اولياى حقيقى دوازده امام مذهب شيعه مىباشند . اينان كه ورثه و اوصياى پيغمبر ( ص ) هستند وظيفه‌اى مشابه پيغمبران غير اولوالعزم اديان سالفه انجام مىدهند و بدين‌سان علماى حقيقى مىباشند . سلسلهء مراتب عينى قطب ، ابدال و غيره ، بىترديد ، براى سير عالم ضرورى است ، ولى در مرتبهء ديگرى قرار دارد . براى ما آوردن همهء قطعات نوشتهء مؤلّف كه از مسألهء ولايت بحث مىكنند ، امكان ندارد . تنزيل حاوى تذكّراتى جالب در باب تمايز بين صاحب شريعت و صاحب حقيقت مىباشد ( نسخهء ولىّ الدّين افندى 1797 ، برگهء 113 ب ) . امّا كتاب كشف الصراط كه تقريبا به تمامى به مسائل مورد بحث اين مشرب اختصاص يافته است ، عقيدتى كه عرضه مىكند گويى با عقيدت ديگر نگاشته‌هاى نسفى سخت تفاوت دارد و بر خلاف نگاشته‌هاى ديگر ، خصلت تسنّن آن جاى ترديدى باقى نمىگذارد ، در آن : ابو بكر و على ( ع ) در يك مرتبه قرار گرفته‌اند . همهء عبارات و اصطلاحات آن عمر سهروردى را به ياد مىآورد . در نتيجه احتمال دارد كه اين تصنيف در واقع متعلق به مؤلف مورد بحث ما نباشد . 5 . نسفى و مذهب شيعه بر همه معلوم است كه اسماعيليّه نويسندهء مورد بحث ما را از آن خود مىدانند . ما خواهيم ديد كه آنان تا كجا و از چه نظر ممكن است محقّ باشند . آنچه هم‌اكنون در باب مشرب ولايت از نظر نسفى و در آثار شيخ و استاد وى ذكر شد ، ما را بدان مىخواند كه مع‌الوصف ، مسألهء اماميّهء اثناعشرى را در جهت ديگرى پژوهش كنيم . در اينجا چندين قضيّه را بايد مورد عنايت قرار داد . در مقدمهء كتاب كشف الحقائق ، نسفى مسألهء تكثّر عقايد دينى را به بحث مىآورد و كار خود را با شاهد آوردن عقايد سه تن از مجتهدان شريعت ( اهل شريعت ) آغاز مىكند : دو تن سنّى ، ابو منصور ماتريدى و محمد غزّالى ، و يك نفر شيعى ، ابو جعفر طوسى . آراى آنان را به ترتيب نقل مىكند و به ويژه نظر آنان دربارهء علّت تقسيم و تجزيهء مسلمانان به 73 فرقه را روايت مىكند . از نظر دو عالم نخست ، اين علّت‌ها شش مىباشد : تشبيه و تعطيل ( در باب صفات خدا ) ، جبر و قدر ( در باب تقدير ازلى و اختيار و تفويض ) ، رفض و نصب ( در آنچه مربوط به وراثت و جانشينى پيغمبر ( ص ) است ) . صراط مستقيم آن است كه از اين موانع و صخره‌ها اجتناب كند . از