عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )
23
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )
پاره كتاب جمع كردهام ، عزيز آن جمله را در ده رساله جمع كرده و هرچند كه من در اخفا و پوشيدن سعى كردهام او در اظهار كوشيده ، انديشه مىكنم كه مبادا ازين رهگذر ناجنسى آزارى به او برساند و آنگاه رسول فرمود كه چون شيخ اين حكايت بگزارد ، من با شيخ بگفتم كه اى شيخ تو خاطر آسوده دار كه عزيز در عصمت خداست و با آنكه چنين است ، برويم و عزيز را بگوييم تا اين كتاب را بىاجازهء ما اظهار نكند . اكنون با تو مىگويم كه تا از هجرت من ، هفتصد سال نگذرد اين كتاب را در ميان خلق ظاهر مگردان و چون هفتصد سال بگذرد در اغلب مدارس غالبا اوقات طالب در طلب اين كتاب بگذرد و معنى اين كتاب را بحث كنند . گفتم : يا رسول الله ( ص ) ، بعضى ازين كتاب را نوشتهاند و به هر طرفى برده ، رسول فرمود كه آنچه خود رفته ، رفته باقى را اظهار مكن . » ازين روايت ، تنها به طور موقت اين حقيقت را به خاطر مىسپاريم كه ، بنا بر اعتراف خود مؤلف ، مضمون و فحواى كتاب وى مشابه بلكه عين مشرب سعد الدين حمويه است . درك صحيح و صائب اين نكته دشوار است . زيرا كشف آنچنانكه ما در اختيار داريم ، مدّعى است كه تنها وجيزهء صادقى است از مشارب ديگران ، نه بيان مشارب نويسندهء آن . در مقابل مقصد اقصى بيان اين مشرب است . ولى مقصد را وسعت و بساطتى است سخت محدود ، لاجرم نمىتواند بنياد بيان انديشهء نسفى قرار گيرد . و ، از ديگر سوى ، اين كتاب در واقع واجد خصايص ديگر نگاشتههاى نسفى است . مصنّف آن ، از آغاز ، خود به ما مىگويد : « من اين كتاب را مقصد اقصى ( دورترين هدف ) نام نهادم ، در آن اقوال صوفيان و شهود راستين وحدت ذات واحد ( اهل تصوف و اهل الوحدة ) را ثبت كردم . چرا كه اينانند كه در سبيل خدا سلوك مىكنند . » وى ، در متن كتاب نظرهاى اين دو گروه را بيان مىكند ، و گاهى نظرهاى ديگران را نيز . از جانبى ديگر ، كشف بىطرف نيست . اين كتاب در عين بيان اين نكته كه آراء و عقايد هر كدام از اقوام كه از آنان سخن مىرود همه يكسان در خورد احترام است ، مىگويد : ولى تنها معرّف بخشى از حقيقت مىباشد . نسفى عطوفت را خويش در حقّ اهل الوحدة در پرده نهان نمىدارد ، بهويژه تعلّق خاطر خود را بدان جمع از آنان كه اصحابالنّورشان خوانده است . در رسالههايى كه ما در اينجا نشر مىكنيم ، وضع و نظرى مشابه آن را توان كشف كرد . از آنجا كه نتوانستيم به نگاشتههاى خود حمويه دست يابيم ، يگانه راه روشن ديدن آنها آن بود كه قسمتهايى را كه مصنّف مورد نظر ما - نسفى - در آنها ذكرى از استاد و شيخ خود كرده