عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )
20
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )
عالم رؤيا حضرت پيغمبر ( ص ) را ديد كه به دو سفارش مىكرد تا از مصاحبت آنان بپرهيزد و آنان را شياطين بخواند . بارى ، در دو صورت رسالهء 17 ( متن ، صص 249 - 250 و صص 382 - 383 ) ، مؤلف مىگويد كه خواب مورد اشارت را در شهر نسف ديده بوده است . « 1 » نكات ناچيزى از شرح زندگانى نسفى كه از نگاشتههاى او مستفاد مىشود ، بدينسان فوقالعاده مبهم مىباشد . از جانب ديگر بايد بدين نكته توجّه داشت كه وى مىبايست زندگانى بيشوكم آواره و سرگردانى داشته باشد ، از جايى به جايى ديگر برود ، ديرگاهى در جايى درنگ نكند . وى خود اين مطلب را در مقدّمهء كشف الحقائق به صراحت براى ما ذكر مىكند . در نتيجه يقين حاصل است كه بيش از يكبار در فلان شهر يا به همان محل به سر برده است . و اگر بر پايهء اين امر كه وى رسالهاى را در يك محل تصنيف كرده است ، نتيجهگيرى كنيم كه آن رساله با رسالهء ديگرى در يك شهر نگاشته شده و به تاريخ آن اشارت رفته است قضاوتى مشكوك كردهايم . حتى اين امر هم مسلّم نيست كه وى پس از ترك بخارا در سال 671 هجرى ، بار ديگر به ماوراءالنهر بازگشته باشد و محقق است كه پيش از آن چندگاهى در خراسان به سر برده است . او در واقع به ما مىگويد كه زمانى كه هنوز در شهر نسف بوده مسألهء ولايت در سراسر ماوراءالنهر سخت مورد بحث بوده است . بعدها ، هنگامى كه در خراسان به خدمت شيخ سعد الدّين حمويه رفته بود شيخ نيز بسيار از آن موضوع سخن مىگفته است ( متن ص 316 - 317 ) . ازين قسمت چنين نتيجه مىشود كه نسفى يكى از شاگردان حمويه در خراسان و ، بالنتيجه ، پيش از سال 650 هجرى در آنجا مقيم بوده است . وى همين قضيه را در جايى ديگر نيز ذكر كرده است ( متن ، ص 357 ) . در مدتى كه در خدمت حمويه بوده است ، اين شيخ روزى به شاگردان خود مىگويد كه همهء موجودات مظاهرى از صفات الهى هستند . اين نخستين بار بود كه نسفى اين مطلب را مىشنيد و سخنان آن استاد او را سخت به شگفت آورد . بدينسان محتمل مىنمايد كه وى مدّتى بيشوكم طولانى در محفل انس شيخ سعد الدين زيسته است . وقتى كه بىترديد پس از درگذشت سعد الدّين به زادگاه خود باز مىگردد ، بار ديگر در طىّ سير و سفرهايى كه پس از عزيمت وى از بخارا روى مىدهد ، بر سر تربت او باز مىآيد . ديرى در آنجا نمىپايد و زندگانى سرگردان خود را در جنوب ايران دنبال مىكند . وى در سال 680 هجرى در ابركوه بوده است . اگر
--> ( 1 ) در باب اين قسمت از كشف الحقائق ر . ك . . ss 041 . 25 MKZW , reieM . F من تصور نمىكنم كه دعاى خير « سلّمه اللّه و ابقاه » الزاما متضمن اين امر باشد كه شيخ مورد بحث در سال 680 هجرى زنده بوده است . زيرا ديباچهء كتاب به يقين در مرحلهء آخر نگارش يافته و ما از تاريخ تصنيف قسمتهاى مختلف آن بىخبريم .