عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )

133

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )

( 28 ) اى درويش ! هركه طهارت نفس حاصل نكرد ، اسير شهوت و بندهء مال و جاه است . دوستى شهوت بطن و فرج آتشى است ، كه دين و دنياى سالك را مىسوزاند ، و نيست مىگرداند ، و سالك را خسر الدنيا و الآخرة مىكند . و دوستى مال و جاه نهنگ مردم‌خوار است ، چندين هزار كس را فروبرد و خواهد برد . و هركه از دوستى شهوت بطن و فرج ، و از دوستى مال و جاه آزاد شد و فارغ گشت ، 115 مرد تمام است و آزاد و فارغ است . آزاد و فارغ مطلق وجود ندارد و ممكن نيست ، اما به نسبت آزاد و فارغ باشد . ( 29 ) اى درويش ! جملهء آدميان درين عالم در زندان‌اند ، از انبيا و اوليا و سلاطين و ملوك و غيرهم ، جمله در بنداند . بعضى را يك بند است ، و بعضى را دو بند است ، و بعضى را ده بند است ، و بعضى را صد بند است ، و بعضى را هزار بند است . هيچ‌كس درين عالم بىبند نيست ، امّا آنكه يك بند دارد ، نسبت با آنكه هزار بند دارد ، آزاد و فارغ باشد ، و رنج و عذاب وى كمتر بود . هرچند بند زيادت مىشود ، رنج و عذاب وى زيادت مىگردد . ( 30 ) اى درويش ! اگر نمىتوانى ، كه آزاد و فارغ شوى ، بارى راضى و تسليم باش . و الحمد للّه ربّ العالمين . تمام شد رسالهء چهارم