عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )
130
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )
اكنون پيدا مىكنند . و گفته شد كه مقام هريك جزاى علم و طهارت وى است ، هركه علم و طهارت بيشتر كسب مىكند ، مقام خود را عالىتر مىگرداند . ( 17 ) اى درويش ! هركه نفس خود را به جايى رساند كه مناسبت با نفس فلك الافلاك حاصل كند ، علم و طهارت را به نهايت رسانيد ، و به نهايت مقامات انسانى رسيد . عقل اوّل پيغامگزار وى شد ، و رسول بارگاه وى گشت « من الملك الحىّ الذى لا يموت الى الملك الحىّ الذى لا يموت » . درين مقام است كه گاه به واسطهء عقل اوّل با حق سخن گويد و از حق بشنود 11 ، و گاه بىواسطهء عقل اوّل با حق گويد و از حق شنود . و چون از قالب مفارقت كند ، ابدالآباد در جوار حضرت ربّ العالمين خرّم و شادان باشد ، و از مقرّبان حضرت وى باشد . و اين بهشت خاصّ است ، و جاى كاملان است . و هركه درين بهشت است ، در لذّت و راحت مطلق است . باقى اين هشت مرتبهء 111 ديگر درجات بهشتاند ، و آنها كه درين درجات باشند ، در لذّت و راحت مطلق نباشند ، و در الم و رنج مطلق هم نباشند : ازين وجه كه از دوزخ گذشته باشند ، و به درجهاى از درجات بهشت رسيده بودند ، در لذّت و راحت باشند ، و ازين وجه كه از قرب ربّ العالمين محروماند ، و از جوار حضرت ذو الجلال بىبهره و بىنصيباند ، در آتش فراق باشند ، و ابدالآباد درين آتش فراق بمانند . و اين هشت بهشت جاى ناقصاناند . اگر عذاب از جهت نقصان علم باشد ، هرگز از آن عذاب خلاص نيابند ، و اگر عذاب از جهت نقصان طهارت بود ، به مرور ايّام از آن عذاب خلاص يابند . ( 18 ) اى درويش ! نفس انسانى بعد از مفارقت از شش حال بيرون نباشد يا ساده باشد ، يا غير ساده . و ساده پاك باشد يا ناپاك ، و غير ساده پاك باشد يا ناپاك . و غير ساده كامل باشد يا ناقص . حال هر يك ازين نفوس ششگانه بر تفاوت خواهد بود بعد از مفارقت قالب . فصل چهارم در بيان حال نفوس انسانى بعد از مفارقت قالب ( 19 ) بدانكه نفوس انسانى كه علم و طهارت حاصل نكردند ، و بعد از مفارقت قالب در زير فلك قمر ماندند ، و به عالم علوى نتوانستند پيوست ، بعضى از حكما مىگويند كه هريكى ازين نفوس باز به قالب ديگر پيوندند ، تا در وقت مفارقت كدام