عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )
128
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )
آمد . و چون طبيعت در مرتبهء چهارم افتاد ، چهار قسم آمد . يكى و دو و سه و چهارده باشد « تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ » . اين است مراتب ملك و ملكوت و جبروت . ( 10 ) اى درويش ! به نزديك اهل شريعت و اهل حكمت ملك عالم محسوس است ، و ملكوت عالم معقول است ، و جبروت ذات و صفات واجب الوجود است ، كه خداى عالم است تعالى و تقدّس . و به نزديك اهل وحدت ملك محسوساتاند ، و ملكوت معقولاتاند ، و جبروت عالم اجمال است . فصل دوم در بيان عقول و نفوس عالم سفلى ( 11 ) بدانكه بعضى از حكما مىگويند كه مبدأ عقول و نفوس عالم سفلى عقل عاشر است ، كه عقل فلك قمر است ، و عقل فعّال نام اوست ، و مدبّر عالم سفلى ، و واهب الصّور اوست . امّا بيشتر حكما بر آناند كه عقول عالم علوى هر ده فعّالاند ، و هر ده مبادى عقول و نفوس عالم سفلىاند . و ازين جهت است كه تفاوت بسيار است ميان آدميان . 108 نفسى كه از نفس فلك قمر فايض مىشود ، هرگز برابر نباشد با آنكه از نفس فلك شمس فايض شود . و نفسى كه از فلك شمس فايض شود عالىهمّت باشد ، و نفسى كه از فلك قمر فايض شود خسيس همّت بود . ( 12 ) اى درويش ! تفاوت آدميان ازين جهت است كه گفته شد ، يعنى از مبادى . و از جهت ديگر هم هست ، و آن خاصيّت ازمنهء اربعه است ، سعادت ، و شقاوت ، و زيركى ، و بلادت ، و بخل ، و سخاوت ، و ديانت ، و خيانت ، و همّت عالى ، و خساست ، و درويشى ، و توانگرى ، و عزّت و خوارى ، و درازى عمر ، و كوتاهى عمر ، و مانند اين جمله اثر مبادى ، و خاصيت ازمنهء اربعه است . ( 13 ) اى درويش ! چون دانستى كه كار آدمى پيش از آمدن وى ساختهاند ، به دادهء خداى قناعت كن و راضى و تسليم شو . درويش را با درويشى مىبايد ساخت ، و توانگر را با توانگرى هم مىبايد ساخت ، از جهت آنكه درويشى و توانگرى هر دو سبب عذاب آدمى است ، آن را كه سخى آفريدهاند مىطلبد تا خرج كند ، و آن را كه بخيل آفريدهاند مىطلبد تا نگاه دارد ، و هر دو در عذاباند . درويش مىپندارد كه توانگر در راحت و آسايش است ، و توانگر مىپندارد كه درويش در راحت و آسايش است .