فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
مقدمه 1
چهارده رساله ( فارسى )
مقدّمه چهارده رساله بسم اللّه الرّحمن الرحيم اسلام بزرك را بتجديد مجدد نيازمندى نيست چه دين اسلام هميشه تازه است چنان كه آفتاب و هوا را تازگى ذاتى است و محتاج بتجديد نيست بلكه لطافت و طراوت و نضارت اشياء را نيز اعطا مىكند و چون مشك و عنبر و طلا و برليان قيمت و ارزش خود را همه جا حفظ كرده است در هر زمان و مكان خود را نشان داده و خويش و بيگانه اگر ناشكر و ناسپاس بودهاند نادان و ناشناس نبودند آنچه بتجديد و تجدّد نيازمندست عقول و افكار است نه اسلام و احكام آزادى و آبادى مساوات و دموكراسى برادرى و برابرى عدالت و دادگسترى اصل دين است برنامه اساسى اسلام تعليمات عمومى و دانشپژوهى است قال امير المؤمنين عليه السلام العلم دين يدان به هر انسانى بايد از زلال دانش كامياب و بنشر معارف و فرهنگ همت بگمارد . فلاسفه و متفكّرين اروپا دستگاه دين و كليسا را مانع پيشرفت علم ديدند پاى خود را از كليسا بريدند مدّتها لب فرو بسته و در كنج خموشى نشسته از روزنه و پنجره دنيا را ديده و نظرهائى دادند و رفته رفته جسته و گريخته وارد ميدان مبارزه شدند تا بتوانند افكار و انديشههاى خود را بگويند . ولى علماى اسلام حق ندارند در به روى خود به بندند و از ميدان زندگى اعراض كنند قرآن شريف اجازه نميدهد كه افراد ميدان را خالى بگذارند و دنيا را نديده بگيرند كتاب آسمانى يا برنامه زندگانى ميگويد فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ كلمه استعمار با معنى لغوى و مقدّس آن كه طلب عمارت و آبادى است در متن قرآن مجيد آمده است اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها