فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
21
چهارده رساله ( فارسى )
در آخر مراتب موجودات است زيرا كه وحدت بر كثرت « 1 » سابق بود لا محالة پس اول مخلوقات بايد كه مفردات باشد چون آن مفردات را تركيب دهند از وى مركبّات در وجود آيد و هر چند تركيب بيشتر بود لا بد بود كه او بازپستر بود و چون در - نگريستيم در اين عالم مفردات اجسام اين عالم را چهار يافتيم آتش و هوا و آب و خاك پس تركيب نخستين از وى تركيب جمادات و معادن بود و تركيب دوم تركيب نبات
--> ( 1 ) - كان اللّه و لم يكن معه شبى هر چند كه الان كما كان حكما در بيان پيدايش كثرت از وحدت گويند حق عز و جل در ازل خود جمال و كمال ذاتى خود ميديد و مبتهج بذات ميبود و همين ديدن و دانستن همه تنوّعات صفات و شئون ذاتيّه را كه در غيب هويّت ذات مندرج بود بىشائبهء احتياج ميديد در ضمن كمال ذاتى خواست كمال اسمائى و صفاتى كه موقوف بظهور غير است مشاهده نمايد و خود را در مراياى جمله موجودات بنحو قرآنى و جمعى جلوه داد و سپس احببت ان اعرف را در مجالى موجودات امكانى بنحو تفصيلى و فرقانى جلوه كرد عرفا گويند ذات معدوم از بيداء عدم صرف و نفى محض هرگز قدم به منزل وجود و موطن شهود نخواهد نهاد معدوم محض رنك وجود نگيرد آينه موجود حقيقى هم رنك عدم نپذيرد و شيء قابل مقابل نگردد ذات پاك واجب تعالى در جمع احوال ثابت باقى و دائم است و ممكن الوجود صور و اظلال در حوالى مختلف تبدل يابد و هر وقتى صورتى به خود گيرد ذلك بأنّ اللّه هو الحق . صوفيه گويند چون وجود مطلق ظهور و تجلى كند معبّر به تعين اول است كه عبارت بهتر يا ديگر آن علم ذات است بذات و صفات و جميع اشياء بطور اجمال و اين اشياء مجمله ظلال اصول صفا تند و اصول صفات شئونات را گويند و در مقابله آنها كه عدم مجمل است حقيقت محمدى است صلّى اللّه عليه و آله و چون وجود مطلق در مرتبه دوم ظهور كند اين ظهور ثانى را تعبير به تعين ثانى كردهاند و عبارت است از علم ذات بذات و صفات و جميع اشياء تفصيلا و اين اشياء مفصّله ظلال اسمائند كه در مراياء عدمى متقابله آنان ظاهر گشت اين ظلال با مقابله آنان كه عدماتاند حقايق الاشياءاند كه آن را ماهيات و اعيان ثابته نيز گويند و چون حضرت حق جلّ مجده خواهد كه ماهيّتى را از ماهيّات بوجود خارجى متّصف گرداند پرتوى از حضرت وجود بر آنها اندازد پس آثار آن ماهيت را در خارج سه مرتبه است عالم ارواح و عالم مثال و عالم شهادت اولا آنچه از علم در خارج بوجود خارجى ظلى متّصف كشته نور بقيه حاشيه در صفحه بعد