فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
230
چهارده رساله ( فارسى )
كه جسم چندانكه بزرگتر باشد حركتش تيزتر مىشود . و بدان كه اجسام اثيرى اعنى افلاك نه سبكاند و نه سنگى زيرا كه سبكى قوّتى است در جسم كه او را از وسط سوى بالا جنباند و سنگينى قوتى كه او را بسوى وسط جنباند و فلك نه بوسط جنبد و نه از وسط بلكه بر وسط جنبد به حركت مستدير و ميل مستقيم و حركت مستقيم هرگز قبول نكند و ندرد پس نه گرم است و نه سرد و نه تر و نه خشك . و بدان كه از چهار عنصر هر يكى ديگر مىشود آب بگرماى سخت هوا گردد و هوا بسرما آب گردد كه مثلا اگر طاسى را خشك پر از يخ كنند روى بيرونش را بينذ كه قطرها بر آن نشسته باشد و آن نه از اندرون رشح كرده باشد كه آب گرم در طاس رشح نكند تا به يخ چه رسد پس آن هواست كه بمجاورت طاس سرد شود و آب گردد و آب زمين شود چنان كه در بعضى مواضع افتد كه چون آب فروچكد سنگ گردد و زمين آب شود و اصحاب حيل سنگ را بحيل آب كنند و هوا را نديده كه بنفخات آتش شود شعلهء آتش در حال هوا مىشود كه اگر همچنين آتش بماندى بايد كه سقف خانه را و هر چه كه بالاى او بودى بسوختى و نه چنين است . و بدان كه چون گوئيم كه آب هوا شود و نه آن باشد كه آب به كلى و بجملهء اجزا باطل شود و هوا حاصل آيد كه آنگاه اين آن نشده است و نه آنست كه آب با - آنكه آبست هوا نيز باشد كه يك چيز در يك حال آب و هوا نباشد بلكه آنست كه آن چيز كه صورت آبى ازو زايل شد و صورت هوائى درو حاصل شد و آن چيز كه صورتها به دو فرو مىآيد او را هيولى خوانند و هيولى را به امتداد يا جسم خوانند با صورت آبى آب و با صورت خاكى خاك و عنصريات را هيولى مشترك است كه چون صورتى ازو بشود ديگرى درو حاصل گردد اما اثيريات كون و فساد نپذيرد كه هيولى ايشان