فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )

203

چهارده رساله ( فارسى )

پس اينكه خواجه بدان اشارت كرد از ما بدين اثر حلقه و دام در پاى و بقاى جراحت عبارت ازين است در آن جهان اما درين جهان اين علايق نفس است و پريدن و قصد كردن بكوهها شناخت علم هيأت افلاك باشد و عبارت از كوهها سماوات باشد و طيور آن كوهها عبارت از نفوس انسانيست و آن كثرت و زينت و نزهتگاه مر آسمان ثانى نزديك قومى فلك البروج است و فلك الثوابت و بدان مرغان استادان صناعت را خواسته است كه راه نمايندگان‌اند بدين علوم . و آنك گفت امن نيافتيم بر اين كوهها بتمامى آنست كه سعادت كلى يافتن در شناخت علم هيأت و رياضى نيست و آن آثار جرح كه ازين هيأت بد حاصل آمده باشد بدين استعداد برنخيزد كمتر آن بايد كه مفارقان را بشناسد و تصور حقايق كند تصورى راست و نظام كلى درين عالم بداند و غايت را تصور كند و آنچه لايق اين بود پس اين رموز عبارت ازين معانى است و روشن است . و آن فضا كه و راى آن افلاك تسع از آن عبارت مىكند عقل اول است كه اوّل مبدعاتست و او شريفتر و بديع و بهىترين عقول است . و آن طيور ديگر كه از آن كوه عبارت مىكند نفوس مفارق‌اند كه ياد كرديم و آن پريدن فرودگاهها عبارت از شناختن علم طبيعى است گه آن را علم اسفل خوانند و سفر كردن در آن كوهها عبارت از شناختن علوم رياضى است كه آن را علم اوسط خوانند و باقى عبارت است از علم اعلى . و آنچه در مقدمات اين رسالت است از علم باخلاق و غير آن همه را همين طريق است بيافتن اين درجه و اين مقام و ديوانه داند صاحب اين واقعه را كسى كه از حقايق دور باشد و بكياست و عقل خويش در انكار باشد . و ترا ببايد دانست كه حدود وسطى و ما يجرى مجراه تحصيل آن بانديشه و اكتساب نه چنان بود كه چيزى كه معلوم المكان و الطريق بود آن را اكتساب و تحصيل كند بل طريق انّى آن بود كه دامى بر سازند تا چه در آن افتد و تعليمى كه در اكتساب قياسات دهند او تعليم بود تا اين دام چگونه سازند و بر كدام موضع نهند تا زودتر صيدى در