فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
154
چهارده رساله ( فارسى )
اى برادران حقيقت خويش فراهم آريد و باطنهاء خويش آشكار كنيد چنان كه خار پشت باطنهاء خود را بظهور آرند و ظاهرهاء خود پنهان كنند كه بخداى تعالى كه باطن شما آشكار است و ظاهر شما پوشيده . اى برادران حقيقت همچنان از پوست بيرون آئيد كه مار بيرون آيد « 1 » و
--> بقيه حاشيه از صفحهء قبل جمال يكديگر گرديم و عيب يكدگر پوشيم * قبا و جبّه و پيراهن و دستار هم باشيم غم هم شادى هم دين هم دنياى هم گرديم * بلاى يكدگر را چاره و ناچار هم باشيم بلا گردان هم گرديده گرد يكدگر گرديم * شده قربان هم از جان و منت دار هم باشيم يكى گرديم در گفتار و در كردار و در رفتار * زبان و دست و پا يك كرده خدمتكار هم باشيم نمىبينم بجز تو همدمى اى فيض در عالم * بيا دمساز هم گنجينهء اسرار هم باشيم علّامه كاشانى ملا محسن فيض را رسالهايست در سير و سلوك و دستور برادرى و اين غزل خلاصه آن رساله است اين جانب از كتاب جناب استاد بزرگوار مرحوم علامه تنكابنى حضرت ميرزا محمد طاهر استفاده و استنساخ كرده بودم در اينجا نيز مناسب ديد نقل گرديد تا عند الحاجة حجت باشد و گرنه اتمام حجت . ( 1 ) - در كلمات مسيح آمده است كونوا كالحية حواريان در معنى آن اختلاف كردند و هر كس بر حسب فهم خود چيزى گفت و پس اين معنى بدانستند كه چون مار پير شود چهل روز گرسنه بماند و تحمل رنج گرسنگى كند سپس به زمين فرو رود و چون بيرون آيد پوست افكنده و جوان شده باشد آنگاه همه بر اين معنى اتفاق كردند كه مقصود معلم همين بود و لذا عرفاء صوفيّه مىگويند انسلخوا كما انسلخت الحية و يكتن از عرفا دعوى كرده است كه اين كار را كرده و پوست افكنده است و اين جانب پس از نقل آن بيان حقيقتى كرده و جمله معروف ادبى را آورده و يادآورى كردهام كه فاذا هو هى يا ايّاها