فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
140
چهارده رساله ( فارسى )
فصل چهارم در بيان فرقه ثنويّه اينان چهار فرقهاند . فرقه نخستين مانوياناند پيروان مانى نقّاش زبردست كه در زمان شاپور فرزند اردشير بن بابك دعوى پيغامبرى كرد و گفت جهان بر دو اصل نور و ظلمت استقرار دارد و هر دو قديماند شاپور دعوت او را پذيرفت و چون نوبت پادشاهى به بهرام رسيد مانى را بگرفت و پوست بكند و پوست او را از كاه پر كرد و بياويخت و اصحاب او را بكشت جز معدودى كه گريختند و بچين رفتند و مردم چين را بدين مانى خواندند و چينيان بپذيرفتند و تا كنون مردم چين بر آئين مانى هستند . دوم ديصانياناند ايشان بنور و ظلمت قائل شدهاند و فرق اينان با مانويان اين ستكه مانويان نور و ظلمت هر دو را زنده ميدانند و ديصانيان نور را زنده و ظلمت را مرده گويند . سيوم مرقونياناند اينان اثبات وسط كرده و ميان نور و ظلمت واسطه قائلند چهارم مزدكياناند پيروان مزدك پسر نامدان در زمان قباد موبد موبدان موبدان بود پس ادعاى پيغامبرى كرد و آئين اباحى داشت تا آنكه كارش بدانجا رسيد كه از قباد در خواست كرد كه بانوى خود را به دو واگذارد انوشيروان سخت آزرده
--> بقيه حاشيه از صفحه قبل رديف موسى و عيسى و پيروان زردشت را مانند يهود و نصارى مىشناختهاند علامه دانشمند بزرگترين شخصيت فقه و كلام شيعه در ده قرن پيش مدير با تدبير حوزه تشيّع محمد بن نعمان معروف بمفيد در اوائل كتاب اوائل المقالات آنجا كه سخن از وجه تسميه شيعه مىگويند - و در معنى لغوى و اصطلاحى آن بتفصيل بحث مىكند و ما از آوردن همه آن با همه ارزشى كه دارد صرف نظر كرده و قسمت لازم و ضرورى را به عين عبارت نقل مىكنيم فيعلم بهذا الاعتباران السمة بالتشيع علم على الفريق الذي ذكرنا و إن كان اصلها فى اللسان ما وصفناه من الاتباع كما ان الاسلام علم على امة محمد ( ص ) خاصة و إن كان فى اصل اللغة اسما يستحقه اليهود لاستسلامهم لموسى ع و يستحقه النصارى به مثل ذلك و يستحقه المجوس لانقيادها لزرادشت و در كتاب النهايه شيخ طوسى نظير آن را نقل كرديم كه نام زردشتيان ايران گبرگان و مجوس بعنوان ملى