فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
129
چهارده رساله ( فارسى )
بدان كه بيشتر كسانى كه از فرق امت اسلام و عقايد ملت مسلمان ياد كردند نام صوفيان نبردند و خطا كردهاند چه آنكه حاصل گفتار صوفيان آنست كه راه معرفة اللّه تصفيه نفس و تجّرد روح از علايق و عوائق بدن بود و اين نيكوترين و نزديكترين راهها است و آنان چند فرقهاند . نخست اصحاب عادتاند ولى نهايت توجه آنها ظاهرسازى و به خود پردازى بود خرقهپوشى و خودفروشى درويشى اينان از لبادّه و سجّاده نگذرد . دوم اصحاب عبادتاند و بزهد و پارسائى مشتغل و ديگر به كار نپردازند . سوم صاحبان حقيقتاند اينان پس از اداء فرايض بنوافل نپردازند و بفكر و ذكر و مراقبت نفس اشتغال ورزند همه كوشش ايشان آنست كه باطن و سرّ آنها متوجه خدا باشد و بدل هرگز غافل نشوند اينان بهترين مردم روى زمين باشند . چهارم نورياناند اينان گويند حجاب بر دو قسم است نورى و نارى اما حجاب نورى عبارت است از اشتغال بكسب صفات نيك چون توكل و تسليم و انس و خلوت و وحدت و حالت اما حجاب نارى اشتغال بشهوت و غضب و حرص و آز طمع و آرزو اين صفات را صفات نارى گويند چنان كه ابليس نارى بود در آتش حسد بسوخت . پنجم حلولياناند اينان نيز طائفهاى از صوفيانند گاهى امور عجيبه مىبينند از آنجا كه بهرهء از علوم عقلى ندارند چنان پندارند كه حلول يا اتحاد است بدعوى
--> بقيه حاشيه از صفحه قبل و ما يقربك الى المولى مع قطع المنازل و المقامات و اما الحقيقة فهى الوصول الى المقصد خليلى قطاع الفيافي الى الحمى كثير و لكن ارباب الوصول قليل مردان رهت كه سرّ معنى دانند * از ديدهء كوتهنظران پنهانند اين طرفه كه هركس كه حقيقت بشناخت * مؤمن شد و خلق كافرش مىخوانند