فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
116
چهارده رساله ( فارسى )
مروان بن محمد آخرين پادشاهان اموى ظهور كرد و عاقبت او را كشتند . بيستم اصفرياناند اينان پيروان زياد بن اصفر باشند كه تقيّه را در گفتار تجويز كنند اما در عمل روا ندانند . فرقت بيست و يكم حفصياناند پيشواى آنان ابو حفص بن ابى المقدام نامى بود گويند بين ايمان و شرك خصلتى است كه او را معرفة اللّه گويند . باب سيوم رافضيان اما آنكه ايشان را روافض ناميدهاند از آن روى بود كه چون زيد بن على بن الحسين بن على بن أبي طالب رضى اللّه عنه بر هشام بن عبد الملك خروج كرد برخى از لشكريانش در ابو بكر طعن زدند و دشنام دادند وى آنها را منع همىكرد آنان به ترك او گفتند و ازو كناره گرفتند و بجز دويست تن با او نماندند چون چنان ديد لشكريان خود را گفت رفضتمونى قالوا نعم و از آن روز اين نام بر آنها بماند اينان چهار طائفه هستند زيديان اماميان كيسانيان غاليان اما زيديّه پيروان زيد بن على بن الحسيناند كه معروف بزين العابدين است و اينان سه طائفهاند . نخست جاروديّهاند ايشان پيروان ابو الجارودند كه در ابو بكر و عمر طعن هميزنند و بد ميگويند . دوم سليمانيانند پيشواى آنان سليمان بن جرير بود اينان در ابو بكر و عمر سخن بد نگويند بلكه آنها را بزرك دانند و احترام كنند ولى عثمان را دشنام دهند و تكفير كنند . سوم صالحيانند ايشان پيروان حسين بن صالح باشند كه در حق شيخين بتعظيم گويند و در باب عثمان توقف كنند . و اما اماميان چند فرقتاند . نخستين فرقه گويند عبد الرحمن بن ملجم قاتل على نبود بلكه مقتول جن بود كه به صورت على در آمده بود و گرنه على كشته نشد و او به آسمان عروج كرد و روزى