فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
112
چهارده رساله ( فارسى )
دوازدهم كعبياناند و ايشان اتباع ابو القاسم الكعبىاند و ايشان گويند كه خداى تعالى سميع و بصير است و مريد نيست . سيزدهم جبّائياناند و ايشان اتباع ابو على محمد بن عبد الوهّاب الجبّائىاند و قول ايشان است كه يك عرض روا بود كه هم موجود بود و هم معدوم و اين سخن در كلام خداى تعالى التزام كردهاند . چهاردهم هاشميان اتباع ابو هاشم عبد السلام بن ابى على الجبّائىاند و ايشان اثبات حال كنند و روا دارند كه خداى تعالى بنده را عقوبت كند بىآنكه بنده چيزى كرده باشد . پانزدهم اخشيديانند و ايشان پيروان ابو بكر بن الاخشيداند و ابو بكر شاگرد محمد بن عمر الصيمرى بوده است و ايشان ابو هاشم و اصحاب او را تكفير كنند . شانزدهم خيّاطانند اتباع ابو الحسن عبد الرحيم الخيّاط و او استاد ابو القاسم كعبى بوده و ايشان گويند جسم در عدم جسم بود تا او را الزام كردند مردى بر اسب نشسته معدوم و او آن را روا داشت . هفدهم ابو الحسينيان و ايشان اصحاب ابو الحسين على بن محمد بصرىاند و او شاگرد قاضى عبد الجبار بن احمد الهمدانى بوده است بعد از آن مخالفت كرد و نفى حال و معدوم و معانى كرد و كرامات اولياء روا داشت و نفى مريدى و كار هى كرد و در سمع و بصر توقف كرد و در روزگار از فرق اعتزال جز اين دو فرقت نماندهاند يكى اصحاب ابو هاشم و دوم اصحاب ابو الحسين بصرى « 1 » . باب دوم در شرح فرق خوارج .
--> ( 1 ) - تا اين بخش كتاب از كتابخانه مجلس قسمت كتابهاى اهدائى مرحوم طباطبائى كه به شماره 599 موجود است استفاده و نقل گرديد و آنچه از آن كتاب استفاده مىشود آنست كه اصل اين كتاب به فارسى و نگارش فخر الدين رازى است چون به بقيّه كتاب دست پيدا نكردم و دريغ داشتم كه از آن صرف نظر كنم از كتاب عربى طبع مصر ترجمه و كتاب را ناتمام نگذاشتم و نگفته نگذارم ممكن است پارسى و تازى هر دو قلم رازى باشد