فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
103
چهارده رساله ( فارسى )
به صورت و طبيعت نيك ببينذ و بشناسذ و در زير تصرّف عقل خود فرود آرذ و آنگه قدم همّت ازين منزل عنصر آبى در منزل عنصر باذى نهد و درو نيز فروذ آيد و مقام كند و نيك درو تفكر كند به نظر و استدلال و آن را به صورت و طبيعت نيك بيند و بشناسد و در زير تصرّف عقل خود آرد و آنگه قدم همّت ازين منزل عنصر باذى در منزل عنصر آتشى نهد و درو نيز فرود آيد و منزل سازد و مقام كند و نيك درو تفكر كند به نظر و استدلال و آن را به صورت و طبيعت نيك بيند و بشناسد و در زير تصرّف عقل خود آرد و آنگه قدم همّت ازين طبايع در عالم نتايج اين چهار عنصر نهد يعنى سه مواليد چون جمادات و نباتات و حيوانات و در هر يكى ازيشان جداگانه فروذ آيد و مقام كند و هر يكى را جداگانه بشناسد و ببينذ به نظر و استدلال در سه درجه دون و ميانه و كامل چنانك پيش ازين شرح داديم و هر سه را نيك بيند و در تحت تصرّف عقل خود آرذ تا بدينجا كه ياد كرده شد عالم عناصر است يعنى عالم كون و فساد كه آن را چهار طبع گويند چون گرمى و سردى و خشكى و ترى و آنگاه قدم همّت ازين عالم چهار عنصر و چهار طبع در عالم افلاك نهد كه آن را طبيعت الخامسة گويند يعنى طبيعت پنجمين زيرا كه در آن عالم افلاك ازين چهار عنصر و چهار طبع هيچ نيست و درو كون و فساد نيست و او را عالم علوى گويند و عالم ملكوت گويند و عالم امرش نيز گويند و اين عالم را كه عالم عناصر و طبايع است جمله معلول و مسخّر ويست و او علت و مسخّر اين عالم كه عناصر و طبايع است بس چون قدم همّت و عقل در آن عالم افلاك نهد كه آن را عالم ملكوت گويند اوّل منزلى كه در عالم ملكوت پيش آيد فلك قمر شوذ كه نخستين فلكهاست و بذين عالم ما نزديكتر است پس چنان بايذ كه قدم همّت در منزل فلك قمر نهد و درو فروذ آيد و منزل سازد و درو مقام كند و نيك تفكر كند به نظر و استدلال درو و در كواكب او و آن را نيك بيند و بشناسد و در زير تصرّف عقل خود آرذ و آنكه قدم همت از منزل فلك قمر كه آن را اسمان نخستين گويند در منزل فلك عطارد نهد و درو نيز فرود آيد و منزل سازد و مقام كند و نيك تفكر كند به نظر و استدلال و آن نيك بيند و بشناسند و در تحت تصرّف عقل خوذ آرذ و آنگه قدم همّت از منزل فلك عطارد كه آن را آسمان دوم گويند در منزل فلك زهره نهذ و درو نيز