فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )

مقدمه 8

چهارده رساله ( فارسى )

نگارنده وقتى در مقام تعليل و تجزيه و تحليل بر آمده و بيان علّت كرده‌ام به اين نتيجه رسيده‌ام كه به حكم رأى العليل عليل از روزى كه احساس ضعف كردند و فرار از زحف نمودند جبران ضعف را بجاى آنكه در مقام چاره‌جوئى برآيند و از هر جاى ضرر برگردند دست بسوى اين آتش سيال دراز كردند تا جلو فهم خود را بگيرند اين عقل و هوش است و ملامت وجدان كه آنها را آزار ميدهد بگفته شاعر تازى المستجير بعمر و عند نائبة - كالمستجير من الرّمضاء بالنار بجاى پرهيز و تحذير از عوامل بدبختى بتخدير اعصاب پرداختند و كليد براى همه مفاسد و اجراى انواع خيانتها ساختند و عجبتر آنكه بيشتر آنان ببوى مى مستند و به زبان ميخواره و مىپرستند و اين گناه بىبندوبار بودن در گفتار و اصرار ورزيدن در ميگسارى لفظى چون بيمارى واگيردار به همه جا سرايت و همه را بغوايت افكند و اين بىبندوباريها و ببارى به هر جهت برگزاريها سبب شد كه همه شئون خود را از دست دادند و در جهل مركّب بسر بردند و خود را دانا شمردند . شهد سلمى الموسوس عند جعفر بن سليمان على رجل فقال هو ناصبى شافعى رافضى مجبّر يشتم الحجاج بن الزبير الذي هدم الكعبة على على بن ابى سفيان فقال له جعفر لا ادرى على اى شيئى أ حسدأ على علمك بالمقالات ام على معرفتك بالانسان قال اصلح اللّه الامير ما خرجت من الكتاب حتّى حذفت ذلك كلّه بويژهء درباره شيعه كه از هيچ افترا و نسبت ناروا دريغ نداشتند . اطلاعات فخر رازى و وسوسه‌اش دربارهء مذاهب رافضى دست‌كمى از شهادت موسوس ندارد جز آنكه بين بسيط و مركب جهل تفاوت است چون سخن از شيعه گفته مىشود هر خيانتى جايز و هر افترا روا مىشود كسانى بجعل و افتراء دربارهء شيعه اماميّه پارهء از مطاعن گفته و نوشته‌اند و چون به آنها گفته و نوشته شده كه مدرك اين اطلاع شما چيست عذرى بدتر از گناه آورده و بىخجلتى ببارى به هر جهت برگزار كرده‌اند ولى من ميگويم عذرك جهلك بدين دليل گله هم نميكنم و جاهل را با آنكه مقصّرست معذور ميدارم ولى از مثل فخر الدين رازى بايد انتظار داشت كه بگفته و نوشته خود توجه كند چه آثار