فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
77
چهارده رساله ( فارسى )
بر آن قول خداى تعالى است فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ و ايضا پيغامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسولان خود را به اطراف شهرها ميفرستاد تا ايشان را بياموزند و اگر خبر واحد موجب عمل نبودى اين روا نبوذى . فصل سيوم در آنچ اجماع امّت حجّت است و دليل بر آن آنست كى خداى تعالى ميفرمايد وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ بارى عزّ و جلّ ميفرمايد وعده كرده است كسانى را كى متابعت سبيل مؤمنان نكنند و ازين لازم آيد كه متابعت اجماع ايشان لازم بود . حكايت يكى از علما پيش امام مطلّبى شافعى قرشى رضى اللّه عنه آمد و گفت در كتاب خداى تعالى كجاست دليل بر آنچ اجماع حجّت است شافعى رضى اللّه عنه در دو روز جند ختم كرد تا اين در كتاب خداى تعالى يافت و هيچ دليل درين مسأله بهتر ازين نيست فصل چهارم در بيان آنچ قياس و اجتهاد حجّت است . دليل بر اين آنست كه خداى تعالى ميفرمايد فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ و در اخبار مىآيد كه معاذ بن جبل گفت من اجتهاد كنم پيغامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را ثنا گفت و اگر نه آنست كى اجتهاد حقّ است و الّا پيغامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر وى ثنا نگفتى . فصل پنجم در بيان آنچ همه مجتهدان در فروع دين مصيباند بيشتر ائمة اصول دين بريناند و دليل درين آنست كى چون اجتهاد مجتهد به چيزى ادّا كرد هر كس كى تقليد او كند مكلّف آيد بدان حكم پس بدان حكم كار كند بايد كى مصيب باشد و اما انك گويند المصيب واحد بيشتر بر آنند كه هم مخطى و هم مصيب مستحق ثواباند زيرا كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميفرمايد من اجتهد و اصاب فله اجران و من اجتهد فاخطأ فله اجر واحد فصل ششم در بيان دليلها كى عوام را رسد كى مذهب شافعى رضى اللّه عنه بر ديگر مذهبها ترجيح كنند اما علما چون در مسألهاى نگرند و دليلها كى هر كس گفتهاند بدانند