ناصر خسرو

76

جامع الحكمتين ( فارسى )

( 75 ) و گفت : دروغ و راست اندر سخن بدان اضافت راه يافت باثبات يا بنفى كه گفت « سراى فلان است » و يا « سراى فلان نيست » و سخن راست اضافت و اثبات چيزى باشد به چيزى كآن مر او را باشد « 1 » ، يا نفى « 2 » كردن چيزى باشد از چيزى كه آن « 3 » مر او را نباشد ؛ و اين دو قضيّت « 4 » راست باشد بىهيچ دروغى . و دروغ آن باشد كه اثبات « 5 » كرده شود چيزى مر چيزى را كه آن « 6 » مر [ b 23 ] او را نباشد ، چنانك كسى گويد « آتش سرد است » ، يا گويد « آتش « 7 » گرم نيست » و اين نفى « 8 » چيزى باشد از چيزى كآن چيز « 9 » مر او راست ، چنانك گرمى مر آتش « 10 » راست ؛ و اين دروغ باشد « 11 » . اين سخن فلاسفه است اندر اقسام « 12 » سخن ، و ممكنى « 13 » دروغ اندر يك قسم ازين اقسام ، بيرون از آن ديگر قسمها . اين مقدار از « 14 » سخن فيلسوف منطقى ياد كرديم از بهر جدايى « 15 » اقسام سخن بر چهار قسم ، كه اين « 16 » مرد سؤال از آن كرده است ؛ و دانستن كه چگونه سخن به چهار قسم است « 17 » ؛ و غرض ازين تقسيم چيست ، فريضه‌ترست « 18 » از پرسيدن كه چرا سخن به چهار قسم است . « 19 » و بشرح « 20 » اقسام ديگر مشغول نشديم از سخن « 21 » ، تا از غرض فرو نمانيم « 22 » .

--> ( 1 ) به چيزى كان مر او را باشد aA : - bA ( 2 ) يا نفى aA : يا ؟ ؟ ؟ بنفى bA ( 3 ) كه آن aA : كه bA ( 4 ) قضيت : قصيت aA قضيه bA ( 5 ) كه اثبات : كاثبات aA كى اثبات bA ( 6 ) كه آن aA : كان bA ( 7 ) آتش aA : كاتش bA ( 8 ) نفى bA : نفس aA ( 9 ) كان چيز bA : - aA ( 10 ) آتش bA : آتشى aA ( 11 ) اين دروغ باشد aA : اين سخن دروغ نباشد ( ! ) bA ( 12 ) اندر اقسام aA : از اقسام bA ( 13 ) ممكنى aA : ممكن و bA ( 14 ) مقدار از aA : مقداران bA ( 15 ) جدايى bA : - aA ( 16 ) كه اين : كين aA كى اين bA ( 17 ) به چهار قسم است : به چهار قسمت aA به چهار قسمتست bA ( 18 ) فريضه ترست aA : مر بصيرت ( ! ) bA ( 19 ) سخن به چهار قسم است : به چهار قسمت aA جرا جهار قسم است bA ( 20 ) و بشرح aA : و شرح bA ( 21 ) از سخن aA : ازين سخن bA ( 22 ) فرو نمانيم aA : بازنمانيم bA : در bA مطلب بدينجا ختم شود و سپس ابيات 37 - 39 ثبت و شرح شده است .